۱۳۸۶/۸/۲۸, ۰۸:۵۲ صبح
امدادرسانى يك حادثه
گزارش: مهدى ابراهيمى. در تهيه گزارش ـ حسين حق شنو و جمشيد حدادى ـ خبرنگاران «ايران» در قزوين و فرهاد سليم و نظيفه رستمى ـ خبرنگاران «ايران» در سارى ما را يارى كردند.
زمين لرزه استان مازندران نسبت به زلزله هاى گذشته وجه تمايز شاخصى داشت و آن بروز خسارات مالى و جانى در جاده ها بود. اين بار قربانيان زلزله به جاى گرفتار شدن زير بام هاى خشتى يا آجرى روستاها، با ريزش كوه و سقوط سنگ درجاده به كام مرگ فرو رفتند و برخى در تونل ها خصوصاً تونل كندوان محبوس شدند و جان باختند.
بحث تازه اى كه بسيار حائز اهميت به نظر مى رسد تشكيل امداد جاده اى است كه تاكنون از نظرها دور مانده بود و باز زمانى ضرورت وجود آن احساس شد كه حادثه اى رخ داد و مقوله اقدام براى پيشگيرى از حادثه را زير سؤال برد.
![[تصویر: 167976.jpg]](http://www.iran-newspaper.com/1383/830317/html/167976.jpg)
مديريت واحد در امدادرسانى پس از زلزله زمانى تشكيل مى شود كه ديگر بازدهى ندارد، ستاد بحران هاى زير سقف سالم و پشت ميزها به بررسى چگونگى هدايت امدادرسانى مى پردازد. تئورى ها كاملاً كارشناسانه است وقتى از اتاق جلسه خارج مى شوند هماهنگى فراموش مى شود، هركس ساز خود را مى زند و تنها حادثه ديدگان هستند كه نگاه واحدى به زلزله دارند و در درخواست هايشان هماهنگ هستند.
كسب تجربه در زلزله هاى گذشته مى تواند پايه گذار اصولى ترين و عملى ترين روش امدادرسانى بعد از حادثه باشد كه مهمترين عامل در كاهش خسارات جانى و مالى است. اما همه تجارب بعد از گذشت مدتى كوتاه به دست فراموشى سپرده مى شود و با هر زلزله اى تاريكى در امدادرسانى بيشتر جلوه گر مى شود. اين بار نه تنها شمال ايران بلكه نيمى از كشور لرزيد و باز زنگ خطر به صدا درآمد، وسعت و پراكندگى زمين لرزه به اندازه اى زياد بود كه باعث شد همه مسائل داخلى و برون مرزى را به زير سايه خود بكشاند و باز ناهماهنگى در امدادرسانى را گوشزد كند.
همه ارگان ها و نهادها به حالت آماده باش در آمدند جاده ها با ترافيك كمك هاى مردمى و اعزام نيروهاى انسانى روبرو شد اما عدم مديريت واحد، حركت به سوى يك هدف واحد را كند كرد و بازدهى اقدامات وسيع امدادرسانى كمرنگ شد.
زلزله اخير به خاطر وسعت ۱۵۰ كيلومترى طولى و عرضى با عمق ۴۰ كيلومترى از ويژگى هاى خاصى برخوردار بود و شرايط جوى، بسته بودن راهها با ريزش كوهها، كوهستانى بودن منطقه زلزله و گستردگى آن امدادرسانى را با مشكلات مواجه كرد و از سوى ديگر دخالت ارگان هاى غيرمسؤول در چگونگى امدادرسانى هم بر پيچيدگى كار افزود.
اختلاف بين فرمانده پليس مرزن آباد و بخشدار، نمونه بارز دخالت هاى موازى است كه جاى تأمل دارد. دكتر صمد آقاميرى، مديرعامل جمعيت هلال احمر مازندران نيز گلايه مند است. او درخصوص چگونگى امدادرسانى در كلاردشت به صراحت مى گويد: «متأسفانه در منطقه كلاردشت دخالت هاى رئيس شوراى شهر و شهردار كار امدادرسانى از طرف امدادگران را دچار مشكل كرده است و اين گروه بدون هماهنگى اقدام به دادن چادر به صورت گزينشى كرده است.
اين يك نمونه از عدم هماهنگى در امداد رسانى بعد از زلزله است در منطقه اى كه به گفته دكتر آقاميرى بيش از ۱۱۰ روستا به مقدار ۳۰ تا ۸۰درصد آسيب ديده اند اينگونه اقدامات ناهماهنگ چه پيامدهايى را دامن خواهد زد.
دكتر آقاميرى اين امكانات و تجهيزات امدادرسانى را كافى مى داند و مى گويد: «اگر بخواهيم غيركارشناسانه در اينگونه حوادث غيرمترقبه اقدام كنيم حتى در حوادثى بسيار كوچك دچار بحران خواهيم شد، در زلزله اخير اقدامات گسترده اى صورت گرفته و نيروى انسانى و كمك هاى تجهيزاتى بسيارى به مناطق زلزله زده اعزام شده است اما باز شاهد ناهماهنگى بسيارى بوديم!» در زمين لرزه بلده، بيشترين خسارت جانى در جاده چالوس وبراى مسافران جاده اى رخ داد، جاده اى كه هميشه به جاده «مرگ » معروف بود ومسافران با وجود زيبايى هاى منحصر به فردهميشه رانندگى با دلهره و ترس در اين جاده انجام مى گرفت. بيشترين ضايعه انسانى در زمين لرزه مازندران در محور چالوس ـ كندوان وارد شده است. در زمان زلزله حدود هزار خودرو دراين مسير حركت مى كردند، بيش از ۷۶ خودرو براثر ريزش كوه دچار سانحه شدند، ۱۷ خودرو كاملاً سوخته شد و ۱۶۰ مجروح به مراكز درمانى انتقال داده شد.
امداد جاده اى ؛ تجربه جديد
امداد جاده اى در زمين لرزه را مى توان تجربه تازه اى دانست چرا كه به ياد نداريم تاكنون در زمين لرزه هاى گذشته مرگ ومير در جاده ها برجسته باشد يا چاره ويژه اى البته قبل از وقوع زلزله دراين شاخه انديشيده شده باشد.
سردار محمد رويانيان، رئيس پليس ۱۱۰ ناجا، اين زلزله را تلخ مى خواند و مى گويد: براى رويارويى با شرايط اضطرار وبحرانى تا وضعيت مطلوب هنوز فاصله داريم، تعامل دستگاهها هنوز كافى نيست ، تعامل در سطح مديريت عمليات بايستى بيشتر شود، نيروهاى امداد ونجات هم به رزمايش مشترك بيشترى براى كسب آمادگى نياز دارند . اين پليس ارشد كشور در همه سخنانش تعامل وهماهنگى را عاملى در سرعت بخشيدن به امدادبعداز حادثه مى داند ومى گويد: «در جاده چالوس كه در حقيقت بيشترين تلفات اين زلزله را داد نيروهاى كمكى پليس اعم از پليس راه، يگان ويژه و نيروهاى تخصصى ناجا در نخستين فرصت به سمت اين جاده گسيل شدند وناجا وهلال احمر كار امداد رسانى ونجات را شبانه، آن هم در شرايط سخت ودشوار شروع كردند ، و مشكل ترين مرحله عمليات در محور كندوان روز جمعه آغاز شد. وضعيت اين جاده واقعاً بحرانى بود بطورى كه در حدفاصل ۳۵كيلومترى چالوس، كوه بطور دائم درحال ريزش بود وتا لحظه ورود نيروهاى امدادى به منطقه تعدادى خودرو گرفتار سنگ هاى بزرگ وكوچك شده، آسيب ديده يا درحال سوختن بود و وضعيت هرلحظه بحرانى تر مى شد». كار امدادرسانى در جاده با دشوارى پيش مى رفت ، تخريب جاده به حدى زياد بود كه حدود ۲۰۰متر ازاين جاده در محدوده كندوان نيازمند ترميم وبازسازى است . آمارتلفات جاده چالوس چه قبل از زلزله يا بعداز آن به اندازه اى بحران آفرين وخطرساز است كه بايستى با مديريتى علمى آن را مورد تجزيه وتحليل قرار داد و نسبت به استفاده ازاين جاده برنامه ريزى كرد. صرف اينكه سنگها با بولدوزرها جابه جا شوند، تونل كندوان پاكسازى شود ورفت وآمد دراين محور خطرساز برقرار شود نمى توان گفت ديگر خطرى در زيرش كوه مسافران جاده اى را تهديد نمى كند و بسته بودن اين محور روى ترددهاى جاده اى ضرورى به نظر مى رسد. در امداد رسانى بعداز زلزله، يكى از مقوله هايى كه هميشه كارآمد بود امداد هوايى بود اما اين شاخه نيز از عدم هماهنگى ضربه پذير نشان داده است به جز هلى كوپترهاى هوانيروز ارتش كه قابليت مانور در مناطق زلزله زده را دارند ومى توانند امدادرسانى كنند ديگر امدادهاى هوايى تأثير قابل توجهى ندارد.
جمعيت هلال احمر مجهز به هلى كوپترهايى است كه تنها براى شناسايى اقدام مى كنند وهيچ تفكرى براى امدادونجات با تجهيزات امداد هوايى نيست و از سويى ارگان ديگرى هم نيست كه هماهنگ با ستاد بحران دراين شاخه فعاليت كند.
رئيس معاون شهردار چالوس گفت: در شب حادثه كليه نيروها به صورت آماده باش درآمدند و از شنبه ـ حدود ۱۴ساعت بعد از زلزله ـ نيروهاى خدماتى همراه يك دستگاه لودر و كمپرسى با خودروهاى سبك به منطقه اعزام شدند.
اما يكى از اهالى روستاى پنجك گله مند است و از عدم هماهنگى ها مى گويد: «جاده روستا مسدود است تا چند روز هيچ كمكى به روستاهاى زلزله زده نشده، روز يكشنبه ـ دو روز بعد از زلزله ـ بود كه فقط نان بين روستاييان توزيع شد در حالى كه نياز شديدى به چادر بود.» دكتر آقاميرى مى گويد: «روند دسترسى به روستاها توسط امدادگران بسيار طولانى مدت و سخت است، از اكيپهاى كوهنوردى نيز بهره برده ايم اما امدادرسانى مطلوب به نظر نمى رسد.»
ضرورت تشكيل ستاد دائمى در تخصص زلزله براى كشورى كه روى گسلهاى آماده به خيز و حركت آرميده است در سالهاى اخير بيشتر احساس مى شود درهمه حوادث غيرمترقبه به وضوح ديده مى شود كه هر نهاد و ارگان با وجود اينكه هدف خدمت دارند اما به خاطر اقدامات خودسرانه و سليقه اى نمى توانند به انگيزه شان برسند. اينكه وظايف ستاد دائمى و تخصصى زلزله چيست، كارشناسان بسيارى در كشور هستند كه هميشه بعد از حادثه شروع به انتقادمى كنند اما با فروكش كردن تب اين بحران آرام پشت ميز كار خود مى نشينند و دانسته هاى خود براى ساماندهى اين معضل ملى را به بايگانى مى سپارند.
گستردگى منطقه
اين بديهى است كه زلزله زدگان در هر منطقه اى چشم انتظار امدادرسانان هستند، ۲۴ساعت از زلزله مازندران مى گذرد كه پاى سخن يكى از ساكنان روستاى «گرمابك» از توابع مرزن آباد مى نشينيم: «به روستاى ۴۰خانوارى ماتاكنون هيچ امدادرسانى اى نشده است، مردم روستا شب را در هواى سرد و بدون چادر سپرى كرده اند.»
رئيس شوراى اسلامى روستاى «پلواشن» در بخش كلاردشت نيز گله مند است: «به دليل مسدود بودن محور كندوان روستاييان حاشيه اين جاده به مدت ۲۴ساعت در كنار خيابان و باغها سرگردان ماندند و متأسفانه على رغم بازگشايى جاده هنوز نيروهاى امداد و مسؤولين در اين منطقه حضور نيافته اند و بارندگى و سرما امان از ما بريده است.»
پراكندگى در زلزله مازندران سردرگمى در بين مسؤولان و نحوه تقسيم نيروها را به بالاترين حد خود رساند و در قزوين نيز دسترسى براى كمك رسانى مهمترين معضل ارسال كمكها و اكيپهاى امداد و نجات دانسته شد.
دكتر حميدرضا جوادى رئيس دانشگاه علوم پزشكى قزوين در اين زمينه گفت: «به فاصله كمى بعد از زلزله ستاد حوادث غيرمترقبه در دانشگاه تشكيل شد و بيمارستان شهيدرجايى قزوين براى تحويل و مداواى مجروحان زلزله در ۴۱روستاى الموت قزوين در اين استان در نظر گرفته شد.»
ياسربن عليپور، عضو شوراى اسلامى روستاى گازرخان مى گويد: «دوتن از اهالى اين روستا در اين زلزله كشته شده اند و ۱۰مجروح داريم و از زمان زلزله تاكنون ـ در دومرحله ۳۳۰تخته چادر به اين روستا تحويل داده شده است در حالى كه در گازرخان ۲۹۰خانوار زندگى مى كنند و بيش از ۷۰درصد روستا تخريب شده است.»
وى به نكته جالبى اشاره مى كند، ابتدا از كمبود شديد مايحتاج عمومى و ارزاق در روستا انتقادمى كند بعد مى گويد: «تا قبل از سقوط هلى كوپتر حامل استاندار قزوين و جمعى از مسؤولان كار امدادرسانى با سرعت انجام مى شد اما پس از اين حادثه و سقوط هلى كوپتر امدادرسانى بسيار كند وحتى در حد توقف است و تنها از طريق شوراى محل امدادرسانى ناچيزى صورت مى گيرد.»
يكى از فرزندان قربانيان زلزله گازرخان نيز گفت: « فقط فرداى روز زلزله ـ شنبه ـ حدود ۸نفر از امدادگران به مدت دوساعت در روستايشان حاضر شدند و بعد از آن خبرى از امدادرسانى در اين روستا نبوده است.»
اما بخشدار منطقه نظر متفاوتى دارد، مرتضى آقاعليخانى مى گويد: «كار امدادرسانى از نخستين ساعات پس از زلزله آغاز شده است و تمامى امكانات به نظر متفاوتى دارد، مرتضى آقاعليخانى مى گويد: «كار امدادرسانى از نخستين ساعات پس از زلزله آغاز شده است و تمامى امكانات براى كمك رسانى به مردم حادثه ديده بسيج شده است.
خبرهاى خوبى نيز انتشار مى يابد كه برخى تصور مى كنند در حد شعار است، جاده ها باز است، كمكهاى زيادى در مناطق زلزله زده توزيع شده است و ديگر گزارشات كه همگى از سوى مسؤولان و دست اندركاران براى امدادرسانى در مناطق زلزله زده مطرح مى شود.
بايد تأكيدكرد كه عليرغم گلايه هاى به حق زلزله زدگان نمى توان خط بطلان بر زحمات امدادگران و مسؤولان براى امدادرسانى پس ا زحادثه كشيد اما مى توان ضعف هاى آن را ريشه يابى كرد و با برطرف كردن ضعف ها در چنين لحظات بحرانى موفق عمل كرد
منبع :روزنامه سلام ايران
گزارش: مهدى ابراهيمى. در تهيه گزارش ـ حسين حق شنو و جمشيد حدادى ـ خبرنگاران «ايران» در قزوين و فرهاد سليم و نظيفه رستمى ـ خبرنگاران «ايران» در سارى ما را يارى كردند.
زمين لرزه استان مازندران نسبت به زلزله هاى گذشته وجه تمايز شاخصى داشت و آن بروز خسارات مالى و جانى در جاده ها بود. اين بار قربانيان زلزله به جاى گرفتار شدن زير بام هاى خشتى يا آجرى روستاها، با ريزش كوه و سقوط سنگ درجاده به كام مرگ فرو رفتند و برخى در تونل ها خصوصاً تونل كندوان محبوس شدند و جان باختند.
بحث تازه اى كه بسيار حائز اهميت به نظر مى رسد تشكيل امداد جاده اى است كه تاكنون از نظرها دور مانده بود و باز زمانى ضرورت وجود آن احساس شد كه حادثه اى رخ داد و مقوله اقدام براى پيشگيرى از حادثه را زير سؤال برد.
![[تصویر: 167976.jpg]](http://www.iran-newspaper.com/1383/830317/html/167976.jpg)
مديريت واحد در امدادرسانى پس از زلزله زمانى تشكيل مى شود كه ديگر بازدهى ندارد، ستاد بحران هاى زير سقف سالم و پشت ميزها به بررسى چگونگى هدايت امدادرسانى مى پردازد. تئورى ها كاملاً كارشناسانه است وقتى از اتاق جلسه خارج مى شوند هماهنگى فراموش مى شود، هركس ساز خود را مى زند و تنها حادثه ديدگان هستند كه نگاه واحدى به زلزله دارند و در درخواست هايشان هماهنگ هستند.
كسب تجربه در زلزله هاى گذشته مى تواند پايه گذار اصولى ترين و عملى ترين روش امدادرسانى بعد از حادثه باشد كه مهمترين عامل در كاهش خسارات جانى و مالى است. اما همه تجارب بعد از گذشت مدتى كوتاه به دست فراموشى سپرده مى شود و با هر زلزله اى تاريكى در امدادرسانى بيشتر جلوه گر مى شود. اين بار نه تنها شمال ايران بلكه نيمى از كشور لرزيد و باز زنگ خطر به صدا درآمد، وسعت و پراكندگى زمين لرزه به اندازه اى زياد بود كه باعث شد همه مسائل داخلى و برون مرزى را به زير سايه خود بكشاند و باز ناهماهنگى در امدادرسانى را گوشزد كند.
همه ارگان ها و نهادها به حالت آماده باش در آمدند جاده ها با ترافيك كمك هاى مردمى و اعزام نيروهاى انسانى روبرو شد اما عدم مديريت واحد، حركت به سوى يك هدف واحد را كند كرد و بازدهى اقدامات وسيع امدادرسانى كمرنگ شد.
زلزله اخير به خاطر وسعت ۱۵۰ كيلومترى طولى و عرضى با عمق ۴۰ كيلومترى از ويژگى هاى خاصى برخوردار بود و شرايط جوى، بسته بودن راهها با ريزش كوهها، كوهستانى بودن منطقه زلزله و گستردگى آن امدادرسانى را با مشكلات مواجه كرد و از سوى ديگر دخالت ارگان هاى غيرمسؤول در چگونگى امدادرسانى هم بر پيچيدگى كار افزود.
اختلاف بين فرمانده پليس مرزن آباد و بخشدار، نمونه بارز دخالت هاى موازى است كه جاى تأمل دارد. دكتر صمد آقاميرى، مديرعامل جمعيت هلال احمر مازندران نيز گلايه مند است. او درخصوص چگونگى امدادرسانى در كلاردشت به صراحت مى گويد: «متأسفانه در منطقه كلاردشت دخالت هاى رئيس شوراى شهر و شهردار كار امدادرسانى از طرف امدادگران را دچار مشكل كرده است و اين گروه بدون هماهنگى اقدام به دادن چادر به صورت گزينشى كرده است.
اين يك نمونه از عدم هماهنگى در امداد رسانى بعد از زلزله است در منطقه اى كه به گفته دكتر آقاميرى بيش از ۱۱۰ روستا به مقدار ۳۰ تا ۸۰درصد آسيب ديده اند اينگونه اقدامات ناهماهنگ چه پيامدهايى را دامن خواهد زد.
دكتر آقاميرى اين امكانات و تجهيزات امدادرسانى را كافى مى داند و مى گويد: «اگر بخواهيم غيركارشناسانه در اينگونه حوادث غيرمترقبه اقدام كنيم حتى در حوادثى بسيار كوچك دچار بحران خواهيم شد، در زلزله اخير اقدامات گسترده اى صورت گرفته و نيروى انسانى و كمك هاى تجهيزاتى بسيارى به مناطق زلزله زده اعزام شده است اما باز شاهد ناهماهنگى بسيارى بوديم!» در زمين لرزه بلده، بيشترين خسارت جانى در جاده چالوس وبراى مسافران جاده اى رخ داد، جاده اى كه هميشه به جاده «مرگ » معروف بود ومسافران با وجود زيبايى هاى منحصر به فردهميشه رانندگى با دلهره و ترس در اين جاده انجام مى گرفت. بيشترين ضايعه انسانى در زمين لرزه مازندران در محور چالوس ـ كندوان وارد شده است. در زمان زلزله حدود هزار خودرو دراين مسير حركت مى كردند، بيش از ۷۶ خودرو براثر ريزش كوه دچار سانحه شدند، ۱۷ خودرو كاملاً سوخته شد و ۱۶۰ مجروح به مراكز درمانى انتقال داده شد.
امداد جاده اى ؛ تجربه جديد
امداد جاده اى در زمين لرزه را مى توان تجربه تازه اى دانست چرا كه به ياد نداريم تاكنون در زمين لرزه هاى گذشته مرگ ومير در جاده ها برجسته باشد يا چاره ويژه اى البته قبل از وقوع زلزله دراين شاخه انديشيده شده باشد.
سردار محمد رويانيان، رئيس پليس ۱۱۰ ناجا، اين زلزله را تلخ مى خواند و مى گويد: براى رويارويى با شرايط اضطرار وبحرانى تا وضعيت مطلوب هنوز فاصله داريم، تعامل دستگاهها هنوز كافى نيست ، تعامل در سطح مديريت عمليات بايستى بيشتر شود، نيروهاى امداد ونجات هم به رزمايش مشترك بيشترى براى كسب آمادگى نياز دارند . اين پليس ارشد كشور در همه سخنانش تعامل وهماهنگى را عاملى در سرعت بخشيدن به امدادبعداز حادثه مى داند ومى گويد: «در جاده چالوس كه در حقيقت بيشترين تلفات اين زلزله را داد نيروهاى كمكى پليس اعم از پليس راه، يگان ويژه و نيروهاى تخصصى ناجا در نخستين فرصت به سمت اين جاده گسيل شدند وناجا وهلال احمر كار امداد رسانى ونجات را شبانه، آن هم در شرايط سخت ودشوار شروع كردند ، و مشكل ترين مرحله عمليات در محور كندوان روز جمعه آغاز شد. وضعيت اين جاده واقعاً بحرانى بود بطورى كه در حدفاصل ۳۵كيلومترى چالوس، كوه بطور دائم درحال ريزش بود وتا لحظه ورود نيروهاى امدادى به منطقه تعدادى خودرو گرفتار سنگ هاى بزرگ وكوچك شده، آسيب ديده يا درحال سوختن بود و وضعيت هرلحظه بحرانى تر مى شد». كار امدادرسانى در جاده با دشوارى پيش مى رفت ، تخريب جاده به حدى زياد بود كه حدود ۲۰۰متر ازاين جاده در محدوده كندوان نيازمند ترميم وبازسازى است . آمارتلفات جاده چالوس چه قبل از زلزله يا بعداز آن به اندازه اى بحران آفرين وخطرساز است كه بايستى با مديريتى علمى آن را مورد تجزيه وتحليل قرار داد و نسبت به استفاده ازاين جاده برنامه ريزى كرد. صرف اينكه سنگها با بولدوزرها جابه جا شوند، تونل كندوان پاكسازى شود ورفت وآمد دراين محور خطرساز برقرار شود نمى توان گفت ديگر خطرى در زيرش كوه مسافران جاده اى را تهديد نمى كند و بسته بودن اين محور روى ترددهاى جاده اى ضرورى به نظر مى رسد. در امداد رسانى بعداز زلزله، يكى از مقوله هايى كه هميشه كارآمد بود امداد هوايى بود اما اين شاخه نيز از عدم هماهنگى ضربه پذير نشان داده است به جز هلى كوپترهاى هوانيروز ارتش كه قابليت مانور در مناطق زلزله زده را دارند ومى توانند امدادرسانى كنند ديگر امدادهاى هوايى تأثير قابل توجهى ندارد.
جمعيت هلال احمر مجهز به هلى كوپترهايى است كه تنها براى شناسايى اقدام مى كنند وهيچ تفكرى براى امدادونجات با تجهيزات امداد هوايى نيست و از سويى ارگان ديگرى هم نيست كه هماهنگ با ستاد بحران دراين شاخه فعاليت كند.
رئيس معاون شهردار چالوس گفت: در شب حادثه كليه نيروها به صورت آماده باش درآمدند و از شنبه ـ حدود ۱۴ساعت بعد از زلزله ـ نيروهاى خدماتى همراه يك دستگاه لودر و كمپرسى با خودروهاى سبك به منطقه اعزام شدند.
اما يكى از اهالى روستاى پنجك گله مند است و از عدم هماهنگى ها مى گويد: «جاده روستا مسدود است تا چند روز هيچ كمكى به روستاهاى زلزله زده نشده، روز يكشنبه ـ دو روز بعد از زلزله ـ بود كه فقط نان بين روستاييان توزيع شد در حالى كه نياز شديدى به چادر بود.» دكتر آقاميرى مى گويد: «روند دسترسى به روستاها توسط امدادگران بسيار طولانى مدت و سخت است، از اكيپهاى كوهنوردى نيز بهره برده ايم اما امدادرسانى مطلوب به نظر نمى رسد.»
ضرورت تشكيل ستاد دائمى در تخصص زلزله براى كشورى كه روى گسلهاى آماده به خيز و حركت آرميده است در سالهاى اخير بيشتر احساس مى شود درهمه حوادث غيرمترقبه به وضوح ديده مى شود كه هر نهاد و ارگان با وجود اينكه هدف خدمت دارند اما به خاطر اقدامات خودسرانه و سليقه اى نمى توانند به انگيزه شان برسند. اينكه وظايف ستاد دائمى و تخصصى زلزله چيست، كارشناسان بسيارى در كشور هستند كه هميشه بعد از حادثه شروع به انتقادمى كنند اما با فروكش كردن تب اين بحران آرام پشت ميز كار خود مى نشينند و دانسته هاى خود براى ساماندهى اين معضل ملى را به بايگانى مى سپارند.
گستردگى منطقه
اين بديهى است كه زلزله زدگان در هر منطقه اى چشم انتظار امدادرسانان هستند، ۲۴ساعت از زلزله مازندران مى گذرد كه پاى سخن يكى از ساكنان روستاى «گرمابك» از توابع مرزن آباد مى نشينيم: «به روستاى ۴۰خانوارى ماتاكنون هيچ امدادرسانى اى نشده است، مردم روستا شب را در هواى سرد و بدون چادر سپرى كرده اند.»
رئيس شوراى اسلامى روستاى «پلواشن» در بخش كلاردشت نيز گله مند است: «به دليل مسدود بودن محور كندوان روستاييان حاشيه اين جاده به مدت ۲۴ساعت در كنار خيابان و باغها سرگردان ماندند و متأسفانه على رغم بازگشايى جاده هنوز نيروهاى امداد و مسؤولين در اين منطقه حضور نيافته اند و بارندگى و سرما امان از ما بريده است.»
پراكندگى در زلزله مازندران سردرگمى در بين مسؤولان و نحوه تقسيم نيروها را به بالاترين حد خود رساند و در قزوين نيز دسترسى براى كمك رسانى مهمترين معضل ارسال كمكها و اكيپهاى امداد و نجات دانسته شد.
دكتر حميدرضا جوادى رئيس دانشگاه علوم پزشكى قزوين در اين زمينه گفت: «به فاصله كمى بعد از زلزله ستاد حوادث غيرمترقبه در دانشگاه تشكيل شد و بيمارستان شهيدرجايى قزوين براى تحويل و مداواى مجروحان زلزله در ۴۱روستاى الموت قزوين در اين استان در نظر گرفته شد.»
ياسربن عليپور، عضو شوراى اسلامى روستاى گازرخان مى گويد: «دوتن از اهالى اين روستا در اين زلزله كشته شده اند و ۱۰مجروح داريم و از زمان زلزله تاكنون ـ در دومرحله ۳۳۰تخته چادر به اين روستا تحويل داده شده است در حالى كه در گازرخان ۲۹۰خانوار زندگى مى كنند و بيش از ۷۰درصد روستا تخريب شده است.»
وى به نكته جالبى اشاره مى كند، ابتدا از كمبود شديد مايحتاج عمومى و ارزاق در روستا انتقادمى كند بعد مى گويد: «تا قبل از سقوط هلى كوپتر حامل استاندار قزوين و جمعى از مسؤولان كار امدادرسانى با سرعت انجام مى شد اما پس از اين حادثه و سقوط هلى كوپتر امدادرسانى بسيار كند وحتى در حد توقف است و تنها از طريق شوراى محل امدادرسانى ناچيزى صورت مى گيرد.»
يكى از فرزندان قربانيان زلزله گازرخان نيز گفت: « فقط فرداى روز زلزله ـ شنبه ـ حدود ۸نفر از امدادگران به مدت دوساعت در روستايشان حاضر شدند و بعد از آن خبرى از امدادرسانى در اين روستا نبوده است.»
اما بخشدار منطقه نظر متفاوتى دارد، مرتضى آقاعليخانى مى گويد: «كار امدادرسانى از نخستين ساعات پس از زلزله آغاز شده است و تمامى امكانات به نظر متفاوتى دارد، مرتضى آقاعليخانى مى گويد: «كار امدادرسانى از نخستين ساعات پس از زلزله آغاز شده است و تمامى امكانات براى كمك رسانى به مردم حادثه ديده بسيج شده است.
خبرهاى خوبى نيز انتشار مى يابد كه برخى تصور مى كنند در حد شعار است، جاده ها باز است، كمكهاى زيادى در مناطق زلزله زده توزيع شده است و ديگر گزارشات كه همگى از سوى مسؤولان و دست اندركاران براى امدادرسانى در مناطق زلزله زده مطرح مى شود.
بايد تأكيدكرد كه عليرغم گلايه هاى به حق زلزله زدگان نمى توان خط بطلان بر زحمات امدادگران و مسؤولان براى امدادرسانى پس ا زحادثه كشيد اما مى توان ضعف هاى آن را ريشه يابى كرد و با برطرف كردن ضعف ها در چنين لحظات بحرانى موفق عمل كرد
منبع :روزنامه سلام ايران