۱۳۸۹/۵/۲۱, ۱۰:۰۷ صبح
دو كوهنوردي كه همين دو روز پيش روي ديوارههاي علم كوه تا يك قدمي مرگ رفتند وحتي شب آخر فيلم گرفته و وصيت كرده بودند حالا اين روزها به اين فيلم نگاه ميكنند و ميخندند.
![[تصویر: 14-1.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-1.jpg)
در جبهه شمالی این قله، دیوارهای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیوارههای دنیا به شمار میرود . اين دوكوهنورد سه روز روي اين ديواره مرگ آفرين با سرما و گرسنگي و برف جنگيدند. محمد محمدي و مرتضي غلامپور، دو كوهنورد مشهدي كه قرار بود ركورد جديدي را در صعود از ديواره علمكوه به جا بگذارند با بدبياري روبهرو و سه روز روي ديواره سنگي ماندگار شدند. خبر اين حادثه به سرعت روي خبرگزاريهاي ايران رفت و حتي به آن سوي مرزها رسيد. يك روزنامه كانادايي نيز در بخش اخبار ورزشي خود اين خبر را پوشش داد. اين دو در بازگشت به زندگي از لحظات سختي كه در يك قدمي مرگ داشتند، ميگويند ابتدا مرتضي غلامپور كه با تجربهتر است، اينگونه پاسخ پرسشهاي شهرآرا را ميدهد.
از وقتي كه رسيديد پاي ديواره تعريف كنيد؟
ساعت 7 صبح صعود را شروع كرديم. ساعت 12 تگرگ گرفت، گفتم لابد زود بند ميآيد، اما نزديك به سه ساعت تگرگ ادامه داشت. تا آن موقع ركورد بسيار خوبي داشتيم، تقريبا شش سول(250 متر)مانده بود به قله برسيم و قرار بود كار يك روزه تمام شود. رفتيم توي كيسه بيباك(كيسه نجات كه ضد آب است اما خاصيت گرمايشي ندارد و تنها كوهنورد را از مرگ نجات ميدهد). تا صبح لرزيديم، همديگر را بغل كرده بوديم و از گرماي تن هم استفاده مي كرديم. صبح آفتاب گرفتيم و يخهايمان آب شد، ساعت 9 صبح به سمت قيف حركت كرديم، چون مسير قيف، ابزار مصنوعي داشت، كار صعود از آن آسان تر از مسيرهاي ديگر بود، اما دوباره تگرگ شروع شد و به همين خاطر مجبور شديم به جاي قبلي برگرديم. گفتيم اين دفعه برف و باران نميگيرد، اما تگرگ تندتر و برف هم شروع شد . هيچ كاري از دستمان ساخته نبود. مجبور شديم همانجا تا صبح بمانيم.
خواب در آن شرايط، روي ديواره سنگي با آن ارتفاع بلند چگونه بود؟
در آن شرايط نميتوان خوابيد، ريتم دندانهايمان تا صبح تمامي نداشت.
چطوري نجات پيدا كرديد ؟
وقتي فهميديم نميتوانيم بالا برويم بيسيم زديم براي نجات، صبح كه چرخبال از روي سرمان عبور كرد، كمي روحيه پيدا كرديم، محمد حالش خراب بود، شبها بغلش مي كردم و بيباك را روي او ميكشيدم. دستكشهايم را هم به او داده بودم و خودم بدون دستكش بالا ميرفتم.
به مرگ هم فكر ميكرديد؟
باور كرده بوديم كه ميميريم، فيلم گرفتيم و وصيت هم كرديم.
در وصيتتان چه گفتيد؟
گفتيم پدر و مادرمان به بقيه كوهنوردها نگويند پسرمارا كشتند، نميخواستيم بعد از مرگمان براي كسي دردسر درست شود. وقتي فهميديم چرخبال نميتواند بنشيند ديگر كاملا نا اميد شديم، صبح بود كه گروه امداد رسيد، آبجوش دادند و به محمد آمپول زدند.
وضعيت غذايتان چگونه بود؟ چطور آب و هوا را پيشبيني نكرده بوديد؟
ما براي يك روز غذا برداشته بوديم چون فكر ميكرديم كارمان يك روزه تمام مي شود. حتي ما براي پيش بيني وضع هوا 20 دلار پول داده بوديم، از سازمان هواشناسي هم پيگيري كرديم، در پيشبيني وضع هوا گفته شده بود روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه آفتابي است و سه شنبه برف ميبارد، اما كاملا برعكس شد.
اشتباه شما كجا بود؟
كار ما اشتباه فني نداشت، حتي اميدوار بوديم ركورد خوبي به جا بگذاريم، اما آب و هوا در اين منطقه غيرقابل پيشبيني است.
چرا روز دوم فرود نيامديد؟
محمد انرژياش تمام شد و به علت برف و يخ، فرود مقدور نبود. بايد بالا ميرفتيم و باز ميگشتيم، توي قيف هم هوا خيلي سردتر از روي ديواره است، آن هم شرايط را بدتر كرد.
اگر نجات پيدا نميكرديد فكر ميكنيد چه شرايطي داشتيد؟
سر انگشت هايم بدون دستكش سرمازده شده بود، دكتر ها گفتند اگر يك شب ديگر مانده بوديم حتما به قطع انگشت ها ميرسيديم.
حالا حالتان چطور است؟
حالمان رو به بهبود است، دكتر گفته كمتر بايد راه برويم تا خون در سر انگشتهايمان جمع نشود.
محمد محمدي نيز كه شش سال به صورت حرفهاي سنگنوردي ميكند، اين، اولين صعودش به ديواره علم كوه بود. او پاسخ سئوالات ما را چنين ميدهد:
شرايط مشابه علم كوه را تجربه كرده بوديد؟
بله، مدتها در منطقه اخلمد تمرين كرده بوديم و حتي در زمستان و برف هم صعودهايي داشتيم تا شرايط را نزديك به شرايط علم كوه تجربه كنيم.
شرايطتان بالاي ديواره چطور بود؟
بعد بارش برف، وقتي هوا تاريك شد، وسايلمان رطوبت گرفت و طنابهايمان يخ بست و زمينگير شديم، رطوبت لباسها باعث كاهش دماي بدن مان شد و ضعف ما را گرفت. ابزارها، استاندارد اروپا را داشت. نميدانم چطور شد رطوبت گرفتند.
در مورد نجاتتان هم صحبت كنيد؟
بايد از تيم نجات تشكر كنم. بسيار حرفهاي عمل كردند، با سرعت خيلي زيادي بالا آمدند و ساعت 2 شب به ما رسيدند، تند و تند كارگاه زده بودند، آن هم در آن شرايط كه باد بسيار تندي در كوه ميپيچيد و هر گونه حركت را سخت ميكرد.
لطفا در مورد وصيتتان هم بگوييد؟
هر كوهنورد حرفهاي شرايط اين چنيني را تجربه كرده است، ما هم در اين شرايط وصيت كرديم، يعني شرايطي كه نا اميدي بر تو چيره ميشود و دستت از همه دنيا كوتاه است، اما با اين وجود نجات پيدا ميكني و به زندگي باز ميگردي.
مرتضي غلامپور 24 ساله 9 سال سابقه سنگ نوردي:
![[تصویر: 14-5.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-5.jpg)
محمد حالش خراب بود، شبها بغلش ميكردم و «بيباك» را روي او ميكشيدم. دستكشهايم را هم به او داده بودم و خودم بدون دستكش بالا ميرفتم
![[تصویر: 14-4.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-4.jpg)
محمد محمدي 23 ساله 7 سال سابقه سنگ نوردي: بعد بارش برف، وقتي هوا تاريك شد، وسايلمان رطوبت گرفت و طنابهايمان يخ بست و زمينگير شديم، رطوبت لباسها باعث كاهش دماي بدنمان شد و ضعف ما را گرفت
![[تصویر: 14-1.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-1.jpg)
در جبهه شمالی این قله، دیوارهای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل ترین دیوارههای دنیا به شمار میرود . اين دوكوهنورد سه روز روي اين ديواره مرگ آفرين با سرما و گرسنگي و برف جنگيدند. محمد محمدي و مرتضي غلامپور، دو كوهنورد مشهدي كه قرار بود ركورد جديدي را در صعود از ديواره علمكوه به جا بگذارند با بدبياري روبهرو و سه روز روي ديواره سنگي ماندگار شدند. خبر اين حادثه به سرعت روي خبرگزاريهاي ايران رفت و حتي به آن سوي مرزها رسيد. يك روزنامه كانادايي نيز در بخش اخبار ورزشي خود اين خبر را پوشش داد. اين دو در بازگشت به زندگي از لحظات سختي كه در يك قدمي مرگ داشتند، ميگويند ابتدا مرتضي غلامپور كه با تجربهتر است، اينگونه پاسخ پرسشهاي شهرآرا را ميدهد.
از وقتي كه رسيديد پاي ديواره تعريف كنيد؟
ساعت 7 صبح صعود را شروع كرديم. ساعت 12 تگرگ گرفت، گفتم لابد زود بند ميآيد، اما نزديك به سه ساعت تگرگ ادامه داشت. تا آن موقع ركورد بسيار خوبي داشتيم، تقريبا شش سول(250 متر)مانده بود به قله برسيم و قرار بود كار يك روزه تمام شود. رفتيم توي كيسه بيباك(كيسه نجات كه ضد آب است اما خاصيت گرمايشي ندارد و تنها كوهنورد را از مرگ نجات ميدهد). تا صبح لرزيديم، همديگر را بغل كرده بوديم و از گرماي تن هم استفاده مي كرديم. صبح آفتاب گرفتيم و يخهايمان آب شد، ساعت 9 صبح به سمت قيف حركت كرديم، چون مسير قيف، ابزار مصنوعي داشت، كار صعود از آن آسان تر از مسيرهاي ديگر بود، اما دوباره تگرگ شروع شد و به همين خاطر مجبور شديم به جاي قبلي برگرديم. گفتيم اين دفعه برف و باران نميگيرد، اما تگرگ تندتر و برف هم شروع شد . هيچ كاري از دستمان ساخته نبود. مجبور شديم همانجا تا صبح بمانيم.
خواب در آن شرايط، روي ديواره سنگي با آن ارتفاع بلند چگونه بود؟
در آن شرايط نميتوان خوابيد، ريتم دندانهايمان تا صبح تمامي نداشت.
چطوري نجات پيدا كرديد ؟
وقتي فهميديم نميتوانيم بالا برويم بيسيم زديم براي نجات، صبح كه چرخبال از روي سرمان عبور كرد، كمي روحيه پيدا كرديم، محمد حالش خراب بود، شبها بغلش مي كردم و بيباك را روي او ميكشيدم. دستكشهايم را هم به او داده بودم و خودم بدون دستكش بالا ميرفتم.
به مرگ هم فكر ميكرديد؟
باور كرده بوديم كه ميميريم، فيلم گرفتيم و وصيت هم كرديم.
در وصيتتان چه گفتيد؟
گفتيم پدر و مادرمان به بقيه كوهنوردها نگويند پسرمارا كشتند، نميخواستيم بعد از مرگمان براي كسي دردسر درست شود. وقتي فهميديم چرخبال نميتواند بنشيند ديگر كاملا نا اميد شديم، صبح بود كه گروه امداد رسيد، آبجوش دادند و به محمد آمپول زدند.
وضعيت غذايتان چگونه بود؟ چطور آب و هوا را پيشبيني نكرده بوديد؟
ما براي يك روز غذا برداشته بوديم چون فكر ميكرديم كارمان يك روزه تمام مي شود. حتي ما براي پيش بيني وضع هوا 20 دلار پول داده بوديم، از سازمان هواشناسي هم پيگيري كرديم، در پيشبيني وضع هوا گفته شده بود روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه آفتابي است و سه شنبه برف ميبارد، اما كاملا برعكس شد.
اشتباه شما كجا بود؟
كار ما اشتباه فني نداشت، حتي اميدوار بوديم ركورد خوبي به جا بگذاريم، اما آب و هوا در اين منطقه غيرقابل پيشبيني است.
چرا روز دوم فرود نيامديد؟
محمد انرژياش تمام شد و به علت برف و يخ، فرود مقدور نبود. بايد بالا ميرفتيم و باز ميگشتيم، توي قيف هم هوا خيلي سردتر از روي ديواره است، آن هم شرايط را بدتر كرد.
اگر نجات پيدا نميكرديد فكر ميكنيد چه شرايطي داشتيد؟
سر انگشت هايم بدون دستكش سرمازده شده بود، دكتر ها گفتند اگر يك شب ديگر مانده بوديم حتما به قطع انگشت ها ميرسيديم.
حالا حالتان چطور است؟
حالمان رو به بهبود است، دكتر گفته كمتر بايد راه برويم تا خون در سر انگشتهايمان جمع نشود.
محمد محمدي نيز كه شش سال به صورت حرفهاي سنگنوردي ميكند، اين، اولين صعودش به ديواره علم كوه بود. او پاسخ سئوالات ما را چنين ميدهد:
شرايط مشابه علم كوه را تجربه كرده بوديد؟
بله، مدتها در منطقه اخلمد تمرين كرده بوديم و حتي در زمستان و برف هم صعودهايي داشتيم تا شرايط را نزديك به شرايط علم كوه تجربه كنيم.
شرايطتان بالاي ديواره چطور بود؟
بعد بارش برف، وقتي هوا تاريك شد، وسايلمان رطوبت گرفت و طنابهايمان يخ بست و زمينگير شديم، رطوبت لباسها باعث كاهش دماي بدن مان شد و ضعف ما را گرفت. ابزارها، استاندارد اروپا را داشت. نميدانم چطور شد رطوبت گرفتند.
در مورد نجاتتان هم صحبت كنيد؟
بايد از تيم نجات تشكر كنم. بسيار حرفهاي عمل كردند، با سرعت خيلي زيادي بالا آمدند و ساعت 2 شب به ما رسيدند، تند و تند كارگاه زده بودند، آن هم در آن شرايط كه باد بسيار تندي در كوه ميپيچيد و هر گونه حركت را سخت ميكرد.
لطفا در مورد وصيتتان هم بگوييد؟
هر كوهنورد حرفهاي شرايط اين چنيني را تجربه كرده است، ما هم در اين شرايط وصيت كرديم، يعني شرايطي كه نا اميدي بر تو چيره ميشود و دستت از همه دنيا كوتاه است، اما با اين وجود نجات پيدا ميكني و به زندگي باز ميگردي.
مرتضي غلامپور 24 ساله 9 سال سابقه سنگ نوردي:
![[تصویر: 14-5.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-5.jpg)
محمد حالش خراب بود، شبها بغلش ميكردم و «بيباك» را روي او ميكشيدم. دستكشهايم را هم به او داده بودم و خودم بدون دستكش بالا ميرفتم
![[تصویر: 14-4.jpg]](http://www.shahraranews.com/news/1389/5/18/image/14-4.jpg)
محمد محمدي 23 ساله 7 سال سابقه سنگ نوردي: بعد بارش برف، وقتي هوا تاريك شد، وسايلمان رطوبت گرفت و طنابهايمان يخ بست و زمينگير شديم، رطوبت لباسها باعث كاهش دماي بدنمان شد و ضعف ما را گرفت
خاطرات یک آتش نشان