تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: مامانیش به پامون افتاده بود تا بچشو نجات بدیم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
سلام
واسه خوندن این خاطره رو لینک زیر کلیک کنین
سپاسگذارم

مامانیش به پامون افتاده بود تا بچشو نجات بدیم
جالب بود.
حالا صاحب خونه نشسته فکر می کنه که چطوری این خرابی ها رو درست کنه.
امان از دست گــربه ها

خیــری که ندارن ، فقط خرج میندازن رو دست آدم !!!
سلام
اندر این ماجرا چنان ماندم که چنان ....
کفمان را براندید .
خودمونیما حالا صاحب خانه باید لوله ها و کاشی ها را دوباره از نو درست کنه و کلی مکافات دیگه ....
ولی ایرونی با این دل رحیمیش که این چیا حالیش نیست .
یادم به گرفتاری مردم غزه افتاد کاش می تونستیم برای گرفتاری اونا هم کاری کنیم .
چه ربطی داشت ؟!!! بماند ...
سلام
فقط همینو بگم به صاحبخونه راضی بودهIcon_smile_approve
سلام خيلي جالب بود. خسته نباشينIcon_smile_rose
...
ويرايش شد
Icon_smile_nerdIcon_smile_dontknow
لینک مرجع