تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: سوتی های امدادگری
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4
با سلام خدمت دوستان
میخواستم جسارتاً سوتی های امدادگری تون رو تعریف کنین
و همچنین ابتکاراتی که برای سرپوش گذاری روی این سوتی ها از خودتون در کردین
خواهشاً کلاس نزارین که نمیدونم من فلانم اصلاً سوتی نمیدمو ....
با هم روراست باشیم
Icon_smile_8ball Icon_smile_8ball Icon_smile_8ball Icon_smile_8ball Icon_smile_8ball Icon_smile_8ball
حالا خودمونیما .....

کدومش رو بزاریم ؟؟؟؟؟ Icon_smile_blush Icon_smile_dontknow
اونی که از همه باحال تره دیگه
دوستان همانطور که مستحضرید بنده به شخصه تا حالا اصلاً سوتی موتی ندادم Icon_smile_liar و همه در کل Icon_smile_approve
و اما از سوتی من و یکی از دوستام در یک روز خوب بهاری :
جاتون سبز تو کشیک نشسته بودیم که یهو افسر پلیس راه اومد و گفت یه نفر چاقو خورده داریم . رفتیم سرغش دیدیم یه بنده خدا افغانی هست که ظاهراً زائر کربلا بوده و برای ملاقات با خانوادش به یکی از روستاهای اطراف اومده بوده که در نهایت یه عده میریزن سرش و چاقو کاریش می کننو در نهایت هم پولاشو می برن .
اونو انداختیم تو آمبولانس و آژیر کشون بردیم به سمت شیراز ، شهر گل و بلبل
وسطای بلوار بزدیک بیمارستان بودیم که دیدیم یه سمند از خط یک به دو و بعد سه که ما بودیم اومد از آمبولانس هم از سمت راست سبقت گرفت رفت خط دو و بعد .......!!!!!!!!!! گرومپ !!!!!!!!!!
دونفر موتوری آهسته داشتن برای خودشون تو خط یک حرکت می کردن که با برخورد این ماشین 3 متری در هوا گشت و گذار کردن و بعدش .... ناپدید شدن. ماشین سمند هم بعد از دو دور چرخش کنار ما متوقف شد . تا اومدیم درب ماشین را باز کنیم ، سمند متواری شد.
رفتیم دنبال دو مصدوم گم شده . یکی را دوستم رفت سرغش که چند متری دور تر از ضحنه حادثه افتاده بود و نفر دوم هم من . بعد از چند ثانیه گشت و گذار ایشان را درون جوب آبی پر از لجن و جلبک پیدا کردم . سرش از پشت زخم باز داشت و ...
خلاصه تنها کاری که تونستم بکنم این بود برای جلوگیری از ورود آب و لجن درون سرش دستم را روی مجل زخم قرار بدم (البته با دستکش)
به یه نفر تو محل که ظاهراً پرستار هم بود گفتم بک برد بیاره و ...
تا اومدم به خودم بجنبم دیدم من موندم و مصدوم در جوب آب و یه افغانی خونین و مالین وسط جاده . Icon_smile_dontknow
رفیق شفیق ما بی خبر با راننده مصدوم افغانی بیچاره را گذاشته بودن کف خیابون و ما را تنها ول کرده بودند و رفته بودن اون مصدوم سوم را به بیمارستان برسونند...... Icon_smile_tongue
اون زمان هم موبایل مثل الان زیاد نبود . داد زدیم کسی موبایل داره ؟ یه نفر اومد و موبایل و داد و بعد از کلی مکافات که بماند اورژانس اومد برای کمک و همزمان هم آمبولانس خودمون مرضش را رسونده بود بیمارستان و برگشته بود . حالا دو مصدوم داشتیم 50 -50
تقسیم عادلانه .نصف نصف - یکی برا تو اورژانس یکی هم برای ما
داشتم کارمو می کردم که یکی از مردم اومد و گفت بیاید اورژانس کارتون داره .
تکنسین اورژانس خیلی متعجب گفت : جسارتاً این بنده خدا افغانی چاقو خورده وسط این تصادف چکار می کنه ؟!!!!!
تو یه جمله راحتش کردم . گفتم : چون تصادف شد . پیادش کردیم ، مصدوم که حالش بدتر بود بالا گذاشتیم.... icon_smile_whistling
خلاصه زد زیر خنده و .... Icon_smile_silly
------------------------------------------
راستی یادم رفت بگم . من پیشاپیش کلیه مطالب فوق را تکذیب و هرگونه رابطه و یا حضور در این صحنه و ارتباط با این رفیق شفیق را انکار و اینکه من بیگناهم .... من .... icon_smile_worried
جونم براتون بگه که پنج شنبه قبل از تعطیلات کشیک بودیم که......
آمبولانس رو کنار رستوران محل استقرار پارک کردیم و شیشه رو ایین و صدای بیسیم رو بالای بالا گزاشتیم
من تو آشپزخونه رستوران مشغول درست کردن ناهار (سیخ زدن کبابی که پلاس بچه ها شده بودیم )بودم که رانندمون اومد و گفت سجاد آماده شو که مصدوم اومده
گفتم جان؟! خودشو تشریف آوردن؟
گفت آره
این وظیفه حساس رو به دوستم محول کردم و دستم رو شستم دیدم آره یه خانوم حدوداً 20ساله با دوستش اومدن داخل (توضیح اینکه حدود 26 تا دختر هم سن و سال بودن که از یه نهاد خیریه مثل یه NGO بین المللی نگهداری دختران بی سرپرست که آخه خودمم دقیق نفهمیدم اومده بودن )
پاش میلنگید
گفتم چی شده ؟
گفت پشه زده و باد کرده
من دیدم فکر کردم شکسته آخه بدجور ورم کرده بود
گفتم کی اینجوری شده ؟
گفت اولین بار دم عید پشه زد و تاول زد و عفونت کرد (من فکر کردم اون پشه نبود احتمالاً مار بود)
گفتم تو شمال اینجوری شده ؟
گفت نه
گفتم پس کجا تهران؟
گفت نه تو این 17 سال اینجوری نشد عید که رفته بودم امریکه اینجوری شد
منم دیدم طرف با کلاسه کم نیاوردم گفتم کجای آمریکا؟ میخوام بدونم هواش مرطوبه یا خشک؟
گفت مریلند
(یا ابولفضل مگه همچین جایی هم بود رو زمین؟)
گفتم خوب الان یه کاری میکنم
بشمار سه پریدم تو آمبولانس که ببینم چی داریم که چشت روز بد نبینه
یه پماد پیروکسی کام
یه سالیسیلات
یه تتراسایکلین
یه پماد سوختگی
خدایا چی کار کنم چی کار نکنم که یاد اون حرف معروف کمترین امکانات بیشترین استفاده افتام
پیروکسی کام و یه باند و یه گاز و یه چسب براشتم و رفتم
قشنگ پماد رو گرفتم تو مشتم که اسمشو نبینن
یه کم زدم و پاش و گفتم قشنگ بمالش
رو این یکی پاشم زدم(البته منحرف نشین از مچ به پایین رو پشه زده بود) و با باند بستم و چسب کاری کردم تو همین مابین از اونجایی که خیلی حالیشون میشد دوستش گفت بوی پیروکسیکام میده ولی انگار یه چیز دیگس
آقا منو داری شاخ در آوردم
گفتم آره یه ترکیب جدید از فلئوسیونولون (که مال التهاب پوستیه) هست که همه رو به اشتباه میندازه
تو همین مابین دوست دیگش هم اومد و گفت منم قلبم درد میکنه و نفسم بالا نمیاد
فشار اونم گرفتم و یه لیوان آب دادم دستش تا آروم شه دیدم از کوه بالا پایین رفته و از اونجایی که عادت ندارن خسته شده
به صاحب رستوران گفتم سریع ناهارشون رو بده تا سرمون خراب نشده
خلاصه جاتون خالی ناهار رو خوردیم اونام خوردن که دیدیم طرف اومدکه آقا اسم اون پماد چی بود که بگیرم
گفتم نه یکشنبه برو دکتر
گفت حالا بگو که من بگیرم بعد دکترم میرم
تو آقای من باشی منم یادم رفته که چه پمادی رو بش گفتم یه تنه به رانندمون زدم اونم فهمید و گفت خیلی خوش امودین بازم بیاین اونم تشکر کرد و از این حرفا منم یادم اومد و گفتم فلئوسیونولون
حالاخانوم میخواد تو وگشی یاد داشت کنه میگه واسم حجی کن
خانوم ترو جون مادرت دست بکش
آخه پدرم اینگلیسی خونده مامانم خونده منو چه به حجی کردن اسم انگلیسی دارو
از اونجایی که من هرگز کم نمیارم طی استدلالاتی که داشتم براش خوندم و اتفاقاَ درست هم در اومد و اونم یاد داشت کرد و ......................
ولی اتمالاً به خودش تلقین کرده بود و سوزش پاش کمی خوب شده بود

حالا خانوم اگه احیاناً به این تاپیک من بر خوردی مارو حلال کن
قصد سر کر گذاشتن نداشتم به خدا
نخواستم از ما خاطره بدی داشته باشی که اومدی اینجا و کاری واست نکردم

فرداشم رفتم اداره و یه فلئو سیونولون گرفتم و انداختم تو آمبولانس که از این اتفاقات نیفته

البته این بیشتر خریدن آبروی هلال بود تا سوتی
بروبکس هم گفتن که خدا رحم کرد که یکی مث من بود که کم نیاره
سلام سجاد جون خاطره جالی بود
تو خاطرت کلمه تلقین و بکار برده بودی یاد یه خاطره افتادم
خدمتتون عرض کنم که تو کشیک اداره نشسته بودم و د و تا از دوستام اومدن سراغم شروع کردن به صحبت کردن
حس کردم یه چیزی میخوان بگن اما روشون نمیشه
خاصه بگذریم
با کلی مِنّو مِن کردن یک چیزایی گفتن
یکی از این بنده خدا ها مشکل داشت مشکل زود انزالی
بله
یادمه چون خجالت میکشید با خودش همراه اورده بود
میگفت: که مشکل داره خیلی زود ارضا میشه
نمی دونم با خوئش چی فکر کرده بود که اومده بود سراغ من
منم روشو زمین ننداختم
بهش گفتم فردا بعد از ظهر بیا اداره یک دوره قرص واست میارم
یک دوره چند روزه مصرف کن همه چی حله
فردای اون روز صبح رفتم داروخونه قرص بگیرم
حدس بزنین چی گرفتم
ویتامین c رفتم یک ورق ویتامین c گرفتم
قرصا رو از تو بسته خارج کردم و تو یک بسته بی نام و نشون ریختم
بعد از ظهر همون روز بنده خدا اومد
منم بردمش یک گوشه و بسته رو در اوردم
بهش گفتم این قرص هارو با معده خالی نباید بخوره
روزی یک دونه بعد از وعده غذایی بخوره
مرتب
بعد از اینکه قرص ها تموم شد
همه چی حله حله
بنده خدا رفت و بعد از یم هفته اومد پیشم
کشیدمی یک کنارو گفت:
دستت درد نکنه عالی بود کلی خوشحال شده بود
منم سنگین وایستاده بودم و سوتی ندادم
بهش گفتم: خوب بود جواب داد راضی هستی
گفت : اره توپ توپم مرسی
حالا اینا چی بود به من دادی
اسمشو بگو ببینم
مونده بودم چی بگم
هر چی فکر کردم موندم
می ترسیدم یک چیزی بگم فردا بره داروخونه و دست ما رو بشه
خلاصه نگفتم
هرچی اصرار کرد نگفتم
الانم هر موقع منو میبینه یک لبخند رو لباش نقش می بنده
----------------
این تلقین چه کارا که نمی کنه
عاااااااااااااااااموووووووووووووو یکی به داد من برسه .داغمو تازه کردین .
جالب بید . این هلال شما عجب جاییه که توش پماد هم پیدا میشه . هلال ما که جز پاند و گاز و بتادین و سرم شستشو و ... چیزی نداره و بروبچ اینجا اگه تو خونشون پماد پیروکسیکام نزده باشن ، حتی شاید اسمشو هم نشنیده باشن چه برسه به کاربردش...
کارتون جالب بود ، تریپ تلقینی ولی در کل :
-----------------------------------------------------------------------
یه شعاره که میگه : یک نه و صد آسان ، یک آره و هزار مشکل ...
-----------------------------------------------------------------------
آی گفتی
حالا مشکل ما رو دارو هست
ما تو آموزش در مورد tng و ... یاد میگیریم ولی تو ماشین آستامینوفن هم نداریم
حالا طرف میاد با سر درد یا حالت تهوع امدادگر میگه چون پزشک نداریم نمیتونیم دارو بدیم
طرف ظاهراً میگه بله ممنون ولی تو دلش میگه گور بابی تو و پزشک و هلالل احمر که یه قرص نداره
صد دفه بهه بچها گفتم مردم اینو درک نمیکنن بگین آقا 10 مین پیش تموم شد شرمنده
به خاطر همینه که من هم تو سایت و هم هر جای دیگه ای که دستم میاد این موضوع را مطرح می کنم که :
تو را به خدا جهت رفاه حال مردم " امداد و نجات جاده ای را از هلال احمر بگیرید "
تا یه نهاد مثل اورژانس با آموزش و مجوز کافی بتونه به داد مردم برسه
مسئولین فکر نمی کنن اگه برای خونواده خودشون اتفاقی پیش بیاد بازم حاضرن خونوادشون را دست هلال احمر بسپارن.
چی بگم ...
یه سوتی دیگه من در سایت :
سجاد RESCUE خودمون تو مسنجر پیغام داد یه جواب تو بخش "حدس بزن پایینی کی می تونه باشه ؟" بده و ....
تو جواب های قبلی RESCUE با آرش هم دستی می کنن که نفر آخر من باشم . منم که فکر میکردم دارم با سجاد sajjad.sk68 صحبت می کنم رفتم یه مطلب زدم و ...
و پیغام دادم مطلب را زدم
اونم - RESCUE - جواب داد : دیدی حالا خودت نفر پایینی هستی
تازه فهمیدم که سجاد RESCUE را با سجاد sajjad.sk68 اشتباه گرفته بودم
اینم از سوتی بازار ما در دنیای مجازی امدادگر Icon_smile_blush
صفحه ها: 1 2 3 4
لینک مرجع