تالارگفتمان پایگاه اینترنتی امدادگران ایران

نسخه کامل: « اصول راهبري »
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
سلام
امیدوارم خوب باشین و ایام به کام باشه
راستش متاسفانه اعضای تالار فقط خواننده هستندو مطالبشون رو به اشتراک نمی ذارن
بگذریم
امیدوارم تو این پست مطلبی رو که واستون گذاشتم جالب باشه
خاطرات یک آتش نشان


« اصول راهبري »

هر گروه جستجو و نجات ، بيش از نقشه و قطب نما به راهبر و سرپرست نياز دارد . البته سبك و سياق راهبري ، بسته به نوع ماموريت تفاوت مي كند. گاهي سرپرستي در برنامه هاي ورزشي ( مانند كوهنوردي ) جنبه غير رسمي و دوستانه دارد ولي در ماموريتهاي تجسس و نجات به دليل حساسيت و اهميت كار ، حتماً بايد سرپرست به طور رسمي تعيين گردد .
سرپرست كسي است كه مسئوليت سازماندهي ماموريت و تصميم گيري در روند انجام كار به عهده اوست . تعيين سرپرست براي هر تيم عملياتي ، يكي از مهمترين اقدامات تشكيلات مسئول آن تيم مي باشد . اين كار براي هر تيم ( ولو دو نفره ) و هر ماموريت ( حتي بسيار كوتاه ) الزامي است . اگر اين كار توسط مسئول قانوني تيم مذكور صورت نگيرد ، اعضاي تيم بايد در آغاز ماموريت اين موضوع را بين خود حل كرده يك نفر را بعنوان راهبر برگزينند . هر چه گروه بزرگتر باشد ، اهميت سرپرستي بيشتر خواهد بود .



 
« وظايف راهبر »

هدف راهبر ، كمك به اجراي بي خطر و موفقيت آميز ماموريت است . راهبر بايد با تجربه و داراي مهارتهاي ضروري براي ماموريت مورد نظر باشد ولي ملزم نيستيم كه باتجربه ترين يا ماهرترين عضو گروه را به عنوان راهبر انتخاب نماييم . به همين ترتيب ، راهبر بايد آمادگي جسمي و رواني لازم براي ماموريت را داشته باشد ولي ضرورتي ندارد كه نيرومندترين عضو تيم باشد . علاوه براينها ، راهبر بايد داراي قدرت داوري و حس همكاري خوبي بوده و به تندرستي و آسايش اعضاي گروه توجه نمايد . نقشهاي مهم راهبر را مي توان چنين برشمرد :

 حفظ ايمني :
مهمترين موضوع در ماموريتهاي كاوش و نجات ، ايمني اعضاست كه از همان مرحله برنامه ريزي بايد در دستور كار قرار گيرد . سرپرست بايد اطمينان يابد كه هر يك از اعضاي گروه تجهيزات ، تجربه و استقامت لازم جهت انجام ماموريت را دارد و مسير انتخاب شده نيز بي خطر و متناسب با توانايي اعضاي گروه است . خستگي و هيجان ناشي از شرايط بحراني ، از عوامل تشديد كننده بي دقتي اعضاي گروهند . سرپرست بايد اين شرايط را به عنوان علايم هشدار و پرچم قرمز در نظر گرفته ، تذكرات لازم را به اعضا بدهد تا از بروز حادثه جلوگيري شود . هنگام گرفتن تصميمهاي دشوار ( بازگشت به خاطر وضع هوا ،كمبود زمان و ... ) راهبر بايد موضوع را پيش از بحراني شدن شرايط با اعضا مطرح كند تا گروه گرفتار موقعيتهاي خطرناك نگردد .

 برنامه ريزي :
اگر گروهي بخواهد ماموريتي را اجرا كند ، بايد در زمان مناسب و با تجهيزات متناسب در مكان مناسب قرار گيرد و اين امر مستلزم توجه به بسياري از جزئيات است . لازم نيست راهبر تمامي فرايند برنامه ريزي را شخصاً پيش ببرد ولي بايد مسئوليت نظارت بر كليه اقداماتي را كه توسط هر يك از اعضا در راستاي برنامه ريزي و آمادگي صورت مي گيرد ، بپذيرد .


 راهنمايي :
يكي از نقشهاي مهم سرپرست اين است كه به هنگام ضرورت يا در پاسخ به درخواست اعضا ، رهنمودهاي لازم را ارائه دهد و اين كار نياز به آموزش ، تجربه و قدرت داوري دارد . براي راهبري موثر و كارآمد ، لازم نيست بهترين نجاتگر گروه باشيد بلكه بايد تجربه و آموزش كافي و همچنين « حس راهبري » را با گذشت زمان كسب كرده باشيد . براي يك راهبر علاوه بر دانش فني جستجو و نجات ، مجموعه اي از مهارتهاي ديگر نيز ضروري است . وي بايد در مورد تجهيزات ، جهت يابي و پيمايش ، كمكهاي نخستين ، هواشناسي ، برنامه ريزي ، سازماندهي و ... اطلاعات كافي داشته باشد .



 آموزش :
در ضمن ماموريت ـ بويژه در صورت حضور افراد كم تجربه ـ آموزش نيز بخشي از كار راهبري است . بسته به نوع ماموريت و تركيب گروه ، آموزش مي تواند از ارائه راهكارهاي عملي تا برگزاري كلاسهاي درسي تمام عيار را در بر گيرد . بسياري از نجاتگران كهنه كار ، خود را موظف به انتقال تجربيات به ديگران مي دانند اما اين انتقال بايد با دقت و احتياط صورت گيرد . افراد تازه كار بخاطر احساس خطر در شرايط بحراني و همچنين به دليل نداشتن مهارت لازم دچار دستپاچگي و هراس مي شوند . در اين موقعيتها بايد از ترساندن يا تاكيد بر اشتباه بودن كار آنها جداً پرهيز كرد و بجاي آن بايد شيوه درست انجام كار را عملاً به ايشان نشان داد . تنها استثناي اين حالت ، زماني است كه شخص دارد كار خطرناكي انجام مي دهد كه ايمني وي يا ديگران را تهديد مي كند . در اين مورد برخورد فوري و مستقيم ضروري است .

 مربيگري :
بين مربيگري و آموزش تفاوتهايي هست . مربي علاوه بر داشتن دانش مورد نظر و انتقال آن به ديگران ، با كاربرد شيوه هاي تشويقي و حمايتي به آنها كمك مي كند كه بر دشواريها چيره شوند . در غالب موارد مانع اصلي در روند يادگيري مهارتهاي عملي ، كمبود اعتماد به نفس است . مربي به كمك شيوه هاي مناسب ، اعتماد به نفس لازم براي يادگيري و اجراي درست مهارتها را به كارآموز مي دهد و اين امر به كارآموز و ساير اعضاي گروه امكان مي دهد كه ماموريت خود را بهتر و سريعتر انجام دهند . مربيگري موثر براي دست يابي به كاركرد بهينه اعضاي گروه ،‌يكي از نقشهاي مهم سرپرست است .

 آغازگري :
پيشرفت كار و موفقيت هر ماموريت كاوش و نجات به زنجيره اي از تصميمها بستگي دارد : كدام مسير را در پيش مي گيريم ؟ كجا اتراق مي كنيم ؟ كي به مقصد مي رسيم ؟ و ... . معمولاً تصميم گيري در اين موارد بخودي خود دشوار نيست بلكه ترتيب زماني تصميمها اهميت دارد . كار راهبر ضرورتاً اين نيست كه همه تصميمها را اخذ و ديكته كند ، بلكه وي بايد بتواند در زمان مناسب ، موضوع مناسب را در دستور كار قرار دهد .

 تصميم گيري نهايي :
در ضمن ماموريت ، بحث و گفتگو درباره موضوعي خاص مي تواند موجب پيدايش اختلاف نظر گردد . فضا سازي براي مطرح شدن نظرها و سپس گردآوري آنها روش خوبي است ولي اين شيوه مي تواند موجب بي تصميمي يا مجادلات بيهوده گردد . در اين شرايط ، اختيارات ويژه راهبر مي تواند سودمند و نجاتبخش باشد . هر گاه گروه دارد تصميم نادرست يا خطرناكي مي گيرد ، روحيه عصبي بر تيم حاكم شده يا بحث و جدل بي هدف شكل گرفته است ، وزن و موقعيت ويژه راهبر مي تواند آرامش را برقرار كرده راي قطعي و نهايي وي مي تواند گروه را دوباره در مسير درست قرار دهد .

 حفاظت از محيط :
گاهي تيمهاي جستجو و نجات براي انجام ماموريتهاي محوله ناچارند مدتي در محيطهاي طبيعي بسر برند . يكي از وظايف اعضاي اين گروهها حفظ محيط زيست و پرهيز از دستكاري و آسيب رساندن به آن است . در اين راستا سرپرست گروه نقش مهمي دارد . راهبر بايد با كاربرد شيوه هايي كه كمترين آسيب را به محيط طبيعي وارد مي كنند ، الگوي عملي اعضاي گروه باشد . شكستن و سوزاندن شاخه هاي تر ، لگد كوب كردن كشت و زرع مردم ، آسيب رساندن به باغها ، تخريب پرچينها ، آلوده كردن آبهاي سطحي و ... از جمله كارهايي هستند كه به شدت بايد از آنها دوري جست . راهبر بايد به كساني كه اين نكات را رعايت نمي كنند تذكر داده مانع عملكرد زيانبار آنها گردد .


« شيوه هاي راهبري »

دو گونه رفتار عمده ، چگونگي كاركرد يك راهبر را روشن مي نمايد . رفتار « متمركز بر هدف » تاكيد زيادي بر فرايند ها وساختارها دارد : چه بايد كرد ؟ چه كسي و چگونه اين كار را انجام خواهد داد ؟ و... راهبران متمركز بر هدف ، به تصميم گيري و هدايت ديگران توجه مي كنند . از سوي ديگر راهبران « متمركز بر روابط » با برقراري ارتباط متناسب با اعضاي گروه ، تلاش مي كنند از آنها يك تيم منسجم با روابط خوب و ويژگي همكاري و حمايت از يكديگر بسازند . اين دسته از راهبران به افراد و نظرات آنها علاقه شخصي نشان مي دهند ، با آنها براي تصميم گيري مشورت مي كنند و بدين ترتيب يكپارچگي و همكاري گروهي خوبي پديد مي آورند . هر يك از ما به يكي از اين دو شيوه تمايل دارد اما انتخاب قطعي يكي از آن دو ، ضروري نيست . هيچ يك از اين دو روش را نمي توان ناديده گرفت . راهبران كار آمد ميان اين دو شيوه ، تعادلي برقرار مي كنند كه به ماهيت گروه و ضروريات زمان بستگي دارد .
هر سرپرست بايد از طريق فرايند يادگيري و اكتشاف ، براي خود يك شيوه راهبري شخصي پديد آورد : يادگيري شيوه هاي جستجو و نجات و ديگر مهارتهاي فني ضروري و كشف راههاي مؤثر برقراري ارتباط با اعضاي گروه براي ايجاد يك گروه شاداب و كار آمد . هيچ فرمول منحصر به فردي براي سرپرست شدن در دسترس نيست اما ر هنمودهايي هست كه مي تواند سودمند باشد :

 راهبر نبايد خود محور باشد و در تصميم گيري بايد نفع و مصلحت گروه را به نفع شخصي خود ترجيح دهد .
 علاقه شخصي راهبر به هريك از اعضا ، بايد بازتاب ميزان توجه و علاقه آن عضو به ساير اعضا باشد . اين گونه علاقه مي تواند گروه را براي انجام ماموريت خود مجهز و تقويت نمايد .
 راهبر نبايد متظاهر و نمايشگر باشد . او بايد در مورد محدوديتهاي خود رو راست بوده آنها را بپذيرد . راهبر بايد از اعضا بخواهد كه در زمينه هايي كه محدوديت دارد به او كمك كنند .
 راهبر بايد از نظر خلق و خو ، شاداب و خنده رو و حتي داراي روحيه طنز و كمدي باشد . اين ويژگي مي تواند پيشرفت ماموريت را تاحد زيادي آسان نمايد .
گذشته از اينها ، خودتان باشيد . برخي افراد ، جنجالي و پرحرف و برخي درونگرا و خوددار هستند . راهبران موفق را در هر دو گروه مي توان پيدا كرد . واقعگرا بودن مهمتر از تلاش براي تقليد يك روش ايده ال است .

« راهبري در شرايط بحراني »

گاهي گروههاي جستجو و نجات ، در ضمن ماموريت گرفتار رخدادهاي ناخوشايند يا وضعيتهاي خطرناك مي شوند . در اين صورت هدف اوليه گروه يعني كاوش و نجات ديگران به هدفي مهمتر يعني تلاش براي بقا و حفظ جان اعضاي گروه بدل مي گردد . طبيعي است كه نقش ووظايف راهبر نيز به همين سياق تغيير مي كند و وظيفه وي به عنوان تصميم گيرنده نهايي بسيار حساس و دشوار مي شود . در اين شرايط سرعت عمل و همكاري سازمان يافته اعضا براي كمك به عضو آسيب ديده ، يك ضرورت آشكار است . در هنگام رخداد حادثه ، به هيچ وجه نبايد زمان را از دست داد بلكه براي نجات مصدوم ، اقدام فوري و موثر ضروري است كه بايد توسط سرپرستي آموزش ديده و با تجربه رهبري شود . راهبر بايد حتي الامكان آزاد بوده درگير كارهاي اجرايي نشود تا بتواند با آگاهي به مسائل ، اعضاي گروه را هدايت كرده پيشاپيش در مورد مراحل بعدي كار انديشه نمايد . رهبري گروه در برخورد با شرايط بحراني بايد بر سه قانون اصلي نجات استوار باشد :
 ايمني نجاتگران اولويت نخست و حتي مهمتر از نجات افراد آسيب ديده است .
 كليه اقدامات مقابله با شرايط بحراني بايد بسرعت اما با خونسردي و آرامش انجام گيرد .
 در شرايط بحراني بايد از شيوه هاي آشنا و تمرين شده بهره گرفت زيرا هنگام حادثه ، زمان تجربه كردن روشهاي تازه نيست .
در مقابله با سوانحي كه براي نجاتگران رخ مي دهد ، نتيجه كار به چگونگي كاركرد ساير نجاتگران و بويژه راهبر گروه بستگي دارد . البته معمولاً عوامل خارجي نيز بر نتيجه كار تاثير مي گذارند كه تحت كنترل اعضاي گروه نيستند . در چنين شرايطي ، بهترين كار اين است كه راهبر بر پايه دانش و تجربه خود طرح مناسبي بريزد و سپس آن را با حداكثر ايمني و كارايي كه شرايط موجود اجازه مي دهد ، عملي نمايد . مي گويند بهترين راه پرهيز از مشكلات آن است كه انتظار آنها را داشته باشيم . پس راهبر همواره بايد دربارة مراحل بعدي كار ، پيشاپيش و به ياري جملة « چه مي شود اگر .... ؟ » انديشه و تدبير نمايد : هنگام حركت بايد به چگونگي اجراي ماموريت بينديشد و هنگام اجرا به چگونگي بازگشت .او بايد به نخستين نشانه هاي خستگي در ميان اعضاي گروه توجه كند ، محلهاي بيتوته را در ذهن ثبت نمايد ، زمان را در نظر داشته باشد و به دگرگوني هوا توجه نمايد .راهبر در طول مسير و پيش از رسيدن به هر پلي ، در ذهن خود از آن عبور مي كند . او تلاش مي كند همواره يك مرحله از گروه جلوتر باشد و بدين ترتيب مشكلات را كنار زده از حوادث پرهيز كند يا از تبديل شدن آنها به فاجعه جلوگيري نمايد . سوانح معمولاً غير مترقبه اند اما با مطالعه و حضور ذهن مي توان براي مقابله با آنها آماده شد . نجاتگران بايد علاوه بر كمكهاي نخستين ، مهارتهاي كاوش ، رهاسازي ، تثبيت ، نجات و ساير فنون اجرايي ضروري جهت انجام ماموريتهاي ويژه خويش را بخوبي آموخته باشند . ناگفته پيداست كه جستجو و نجات كاري سنگين ، دشوار و تخصصي بوده نياز به مهارتهاي ويژه و همچنين آمادگي جسمي و رواني دارد . اصولاً طبيعت و سرشت اين كار با امداد رساني عمومي ( اسكان ، توزيع ارزاق ، آب رساني و .... ) متفاوت است .



« سازماندهي ماموريت »

حتي ساده ترين ماموريتهاي كاوش و نجات ، بخودي خود فرايندي پيچيده هستند . براي رسيدن به نتيجه دلخواه ، راهبر بايد اطلاعات مورد نياز در مورد منطقه عمليات را گرد آورد ، اعضاي گروه را انتخاب كند ، در مورد تجهيزات ضروري و منابع تامين آنها تصميم بگيرد و براي اطمينان از وجود زمان كافي براي انجام ماموريت ، يك جدول زمانبندي با حاشيه كافي براي مسائل پيش بيني نشده ايجاد نمايد . همچنين وضع آب و هوا و شرايط اقليمي منطقه نيز بايد كنترل شود . چك ليست پايان نوشتار مي تواند براي اين منظور سودمند باشد .

 تحقيق و گرد آوري اطلاعات :
راهبر بايد براي گرد آوري اطلاعات ضروري ماموريت برنامه ريزي نمايد . كتابهاي راهنما ، نقشه ها و كروكيها ، تصاوير ، گزارش ماموريتهاي مشابه و اطلاعات كسب شده از بلدهاي محلي يا افراد بومي منطقه مي تواند مفيد باشد . گفتگو با كساني كه بتازگي مسير مورد نظر را پيموده اند ، اطلاعات تازه و دست اول به وي خواهد داد . ادارات گردشگري ، محيط زيست ، جنگلباني و ... مي توانند منابع اطلاعاتي خوبي باشند . همچنين از اطلاعات موجود در تشكيلات محلي ارتش ، سپاه ، آتش نشاني ، مراكز بهداشتي ـ درماني و ... بايد بهره گرفت .
محدوديتها يا مدارك لازم براي ورود به منطقه ماموريت بايد مشخص گردد . قضاوت دربارة ميزان اعتبار اطلاعاتي كه از افراد بومي يا از منابع اينتر نتي دربارة منطقه و مسير ماموريت گرد آوري شده ، به عهده راهبر يا با تجربه ترين عضو گروه است . در صورت نياز مي توان يك تيم پيشرو به منظور اكتشاف و گرد آوري اطلاعات درست ، دقيق و تازه در مورد منطقه و حادثه مورد نظر تشكيل داد و بر پايه اطلاعات كسب شده توسط آن تيم ، براي اجراي بهينه ماموريت برنامه ريزي نمود .

 تجهيزات :
كسي كه راهبري گروه كاوش و نجات را به عهده مي گيرد ، بايد در مورد تجهيزات شخصي و همگاني مورد نياز تصميم گيري نمايد . تجهيزات شخصي آنهايي است كه هر نجاتگر بايد همراه داشته باشد . برخي تجهيزات شخصي( مانند كرامپون ) هنگامي ارزش دارند كه همه اعضا آنها را باخود داشته باشند. در اين موارد كنترل و هماهنگي قبلي ضروري است . در گروههاي بزرگ كاوش و نجات ، راهبر بايد يك نفررا مسئول هماهنگي و كنترل تجهيزات نمايد . تجهيزات همگاني ميان اعضاي گروه تقسيم مي شود . چادر ، چراغ خوراك پزي ، كتري ، طناب و .... از اين گروهند . يك نفر به عنوان مسئول تجهيزات بايد تعيين كند كه براي ماموريت مورد نظر كدام تجهيزات همگاني لازمند ، از چه منابعي بايد تامين شوند و چه كساني بايد حمل آنها را به عهده بگيرند . راهبر بايد نظارت و كنترل كاركرد مسئول تجهيزات را خود عهده دارشود . بهتر است گروه مقداري تجهيزات اضافه نيز تا محل آغاز ماموريت با خود بياورد و بدين وسيله يك حاشيه ايمني ايجاد نمايد . اگر شرايط منطقه عمليات دشوارتر از حد مورد انتظار باشد يا بخشي از تجهيزات به هر دليل از دست برود ، اين تجهيزات اضافه به كار خواهد آمد و در غير اين صورت ، مي توان آنها را در خودرو يا جاي مناسب ديگري باقي گذاشت . اگر شما راهبر گروه هستيد حتماً تجهيزات خود را دوبار كنترل كنيد زيرا موجب شرمندگي است اگر سرپرست گروه يك وسيله حياتي را جا بگذارد .

 توانايي گروه :
يك گروه كاوش و نجات بايد قدرت كافي براي اجراي بي خطر و موفقيت آميز ماموريت خود داشته باشد . توانايي به معني قدرت گروه براي انجام كار و مقابله با مشكلات پيش بيني نشده ضمن آن است . قدرت گروه به تخصص و مهارتهاي فني اعضاي آن ، شرايط جسماني آنها ، تعداد اعضاي گروه و كميت و كيفيت تجهيزات آن بستگي دارد . عواملي چون حس همكاري و ميزان هماهنگي اعضا و همچنين كيفيت راهبري نيز بر توانايي گروه تاثير مي گذارد . يك گروه نيرومند جستجو و نجات از افرادي با تجربه ، متخصص ، مجهز و داراي شرايط فيزيكي آرماني تشيكل مي شود . تعيين درجه قدرت ( يا ضعف ) يك گروه ، متناسب با هدف و ماموريتي كه در پيش دارد صورت مي گيرد . در يك ماموريت دشوار و پرچالش ، حضور يك عضو غير كارآمد مي تواند گروه را بشدت ناتوان سازد ولي براي ماموريتهاي ساده تر ، شايد حضور يكي دو نجاتگر آماده و باتجربه در گروه براي موفقيت آن كافي باشد . به ياد داشته باشيم گروهي كه هيچ نجاتگر با تجربه اي ندارد ، در هر شرايط و براي هر ماموريتي ضعيف است . با تحقيق در مورد ويژگيهاي هر ماموريت ، مي توان قدرت لازم براي اجراي آن را برآورد كرد .

 تشكيل گروه :
ـ چه كسي بايد برود ؟
تك تك اعضاي گروه نجات در معرض انواع چالشهاي جسمي و فني قرار خواهند گرفت . از نظر رواني، ‌برخي نجاتگران در ماموريتهايي كه نزديك حد بالاي توانايي آنهاست تنها با كمك و همراهي ديگران مي توانند پيش بروند . راهبر مي تواند براي ارزيابي نجاتگري كه تواناييهاي وي را به خوبي نمي شناسد ، سئوالاتي از او بپرسد . در اين موارد مهمترين شاخص توانايي نجاتگر ، تجربه اوست . كسي كه در گذشته ماموريتهاي دشواري را انجام داده ، به احتمال قوي باز هم مي تواند چنين كاري را انجام دهد . در گروههاي بزرگ جستجو و نجات كه براي ماموريتهاي طولاني يا دشوار اعزام مي شوند ، راهبر مي تواند حتي « رزومه » مكتوب افراد را درخواست و بررسي نمايد ولي براي ماموريتهاي معمول ، شايد يك گفتگوي كوتاه براي اطمينان از توانايي فرد كافي باشد . نكته مهم اين است كه گاهي نجاتگران بي تجربه بخاطر حضور در گروه ،‌ عدم آمادگي خود را پنهان مي كنند و اطلاعات نادرست ارائه مي دهند كه راهبر بايد به اين موضوع توجه كند . حضور افراد تازه كار در گروه ، نياز به نجاتگران با تجربه ، مشتاق و قادر به مربيگري را تشديد ميكند . انجام ماموريت توسط اين گونه گروههاي ناهمگون ، مدت بيشتري طول مي كشد و احتمال موفقيت آن نيز كاهش مي يابد . تجربه نشان داده كه نجاتگران در ضمن ماموريت ، بهترين رفتار خود را نشان مي دهند و با آگاهي از اينكه زندگي ديگران در دست آنهاست بخوبي با يكديگر هماهنگ مي شوند . با وجود اين راهبر بايد بويژه براي ماموريتهاي طولاني و فرساينده ، عامل سازگاري افراد را بخوبي در نظر بگيرد . چه بسا ماموريتهايي كه بخاطر منازعات دروني گروه نجات با شكست مواجه شده اند .
عدم توافق ميان برخي اعضاي گروه مي تواند شانس موفقيت را كاهش دهد و حتي جان اعضاي گروه را به خطر اندازد . پس راهبر بايد از حضور همزمان كساني كه عدم علاقه آنها به يكديگر آشكار است جلوگيري نمايد زيرا اين گونه تنشها در موقعيتهاي پيچيده و دشوار ضمن ماموريت ، تشديد شده به كشمكش آشكار بدل مي گردد . اگر در ضمن ماموريت ، بين دو نفر از اعضاي گروه ناهماهنگي پديد آمد ، راهبر بايد حتي الامكان آنها را از يكديگر دور كرده ، نگذارد اين ناهماهنگي به جدال روياروي تبديل شود . فراموش نكنيم كه عامل محدود كنندة هر گروه جستجو و نجات ، ضعيف ترين عضو آن است .
ـ‌ چند نفر بايد بروند ؟
حجم گروه نجات بايد با ماموريت و هدف آن متناسب باشد . راهبر بايد دو عامل سرعت و قدرت گروه را در نظر بگيرد و گاهي اين دو عامل نقطه مقابل يكديگرند . گروه نجات بايد حداقل سه عضو داشته باشد تا اگر يكي از آنها آسيب ديد دومي جهت درخواست كمك اعزام شود و نفر سوم براي مراقبت نزد وي بماند . اگر مسير ماموريت استفاده از طناب را ايجاب مي نمايد (‌صخره ، برف و يخ ، ... ) بهتر است گروه نجات حداقل در غالب دو « كرده » وارد عمل شود ( هر كرده شامل دو يا سه نجاتگر است كه با يكديگر هم طناب مي شوند ) تا اگر يك كرده دچار حادثه گرديد ، نفرات كرده بعدي به كمك آنها بشتابند . اينها اصول كلي تعيين حجم گروههاي نجات هستند ولي ويژگيهاي هر ماموريت مي تواند ملاحظات ديگري را نيز مطرح نمايد . براي ماموريتهاي طولاني در مناطق پرت و دور افتاده ، گروههاي نجات بزرگتري لازم است تا از عهده انتقال لوازم و تجهيزات ضروري برآيد و ضريب ايمني را افزايش دهد . در ماموريتهايي كه در مسيرهاي خطرناك كوهستاني صورت مي گيرد ، بهتر است در هر كرده فقط دو نجاتگر صعود كنند . حداكثر حجم گروه به عواملي چون سرعت ، كارايي ، ملاحظات زيست محيطي و قوانين يا محدوديتهاي منطقه بستگي دارد . گروههاي بزرگتر مي توانند لوازم و تجهيزات بيشتري حمل كنند و نيروي بيشتري براي كمك رساني دارند ولي هميشه ايمني بيشتري فراهم نمي كنند . اين گونه گروهها در ضمن ماموريت ، بيشتر پراكنده مي شوند و خطر ريزش سنگ يا بهمن را افزايش مي دهند . در بسياري از موارد ، سرعت يكي از عوامل تامين ايمني است و گروههاي بزرگ معمولاً سرعت پاييني دارند . به عنوان يك قانون عمومي مي توان گفت هر چه مسير دشوارتر باشد ، حجم گروه نجات بايد كوچكتر شود . در موارد ويژه همچون ماموريتهاي فني دشوار و طولاني ، دو نجاتگر سريع و با تجربه مي توانند بهتر از هر گروه نجات ديگري فعاليت نمايند . مشكل ديگر گروههاي بزرگ اين است كه آسيبهاي بيشتري به طبيعت و محيط زيست مي رسانند .

 مديريت زمان :
در محيطهاي طبيعي ، انسان ميهمان است نه ميزبان ! در هر ماموريتي ممكن است شرايطي پيش آيد كه گروه نجات بخاطر از دست دادن روشنايي روز ، هواي مناسب ، تجهيزات و ... مجبور به بازگشت به پايگاه خود گردد . در ماموريتهاي كاوش و نجات ، زمان را بايد به دقت در نظر داشت . البته آنچه اهميت دارد سرعت حركت گروه نيست بلكه مهم اين است كه چقدر خوب و عاقلانه از زمان استفاده كند . سرپرست گروه بايد پيش از آغاز ماموريت ، يك جدول زمان بندي براي آن تهيه كند . وي بايد براي هر بخش ازماموريت ، زمان لازم را برآورد كرده مقداري زمان ذخيره نيز براي موارد غير متظره در نظر گيرد . در برخي از ماموريتها ي تجسس ، تقسيم گروه يا جداشدن اعضا از يكديگر ضرورت مي يابد . در اين موارد راهبر بايد يك « زمان بازگشت » تعيين نمايد . بدين معني كه با اعضا قرار مي گذارد اگر تا ساعت معيني ( مثلاً ساعت 6 عصر ) به نتيجه نرسيدند ، جستجو را قطع كرده به محل تعيين شده (چادر ، پايگاه ،آبادي يا ... ) باز گردند . اين امر براي تضمين امنيت اعضاي گروه ضروري است . راهبر مي تواند زمان لازم براي اجراي يك ماموريت را با اطلاعاتي كه از ماموريتهاي مشابه ، نجاتگران ،تجربه ، راهنماهاي محلي و افراد بومي به دست مي آورد تخمين بزند ولي راموش نكنيم كه اين زمان تا حد زيادي توسط تركيب گروه نجات ( تعداد اعضاي گروه ، ميزان آمادگي آنها ، حجم تجهيزات ) و همچنين شرايط محيطي ( آب و هوا ، بارش و... ) تعيين
مي شود . بنابر اين راهبر بايد اطلاعات كسب شده را باتوجه به اين عوامل تعديل نموده يك برآورد زماني نسبتاً دقيق براي گروه خود به دست آورد . اگر هيچ گونه برآوردي از زمان لازم براي انجام ماموريت نداريد ، از اين ارقام كه به تجربه پديد آمده اند استفاده كنيد :
يك نجاتگر با آمادگي متوسط مي تواند در مسير هاي نسبتاً آسان و هموار ، حدود پنج كيلومتر در ساعت پيشروي كند و در سر بالاييها فاقد درگيري فني ، سيصد متر در ساعت ار تفاع بگيرد به شرط آنكه كوله پشتي وي سنگين نباشد . آخرين نكته اينكه بيشتر ماموريتهاي كاوش و نجات بيش از زمان برآورده شده طول مي كشند ، پس بهتر است تا چندين ساعت پس از زمان تعيين شده براي بازگشت گروه ، براي آنها برنامه ديگري در نظر گرفته نشود .

 خود كفايي :
گروه نجات براي انجام يك ماموريت چقدر تجهيزات لازم دارد ؟ سرپرست گروه چه وقت بايد حس كند كه گروهش آمادگي كافي براي اجراي برنامه دارد ؟ هر گروه كاوش و نجات بايد نيرو ، تخصص و تجهيزات لازم را براي عملكرد مستقل در شرايط عادي داشته باشد . علاوه بر اين ، گروه بايد توانايي مراقبت از خود در برابر حوادث كوچك ، تغيير وضع هوا و ... را دارا باشد . اما در صورت بروز سوانح بزرگ و جدي ، بايد با استفاده از امكانات ارتباطي موجود از ديگران كمك خواست . به بيان ديگر ، راهبر بايد بين ايمني گروه و موفقيت آن يك توازن ظريف و منطقي برقرار نمايد . گروههاي نجات سبكبار ، سريعتر و در نتيجه موفقترند ولي ممكن است از نظر خودكفايي (وايمني ) آسيب پذير باشند . از سوي ديگر توجه بيش از حد به خود كفايي و ايمني گروه مي تواند منجر به افزايش حجم وسايل و تجهيزات شده سرعت و شانس موفقيت را كاهش دهد . در يك جمله مي توان گفت گروه نجات بايد حداقل منابعي را كه براي ايمني و موفقيت آن در شرايط عادي لازم است ( با در نظر گرفتن يك حاشيه امنيت باريك ) همراه داشته باشد . راهبر نخست بايد يك نسخه از كروكي مسير ماموريت ، جدول زمان بندي آن ، زمان پيش بيني شده براي بازگشت ، زمان نتظار بخاطر تاخيرهاي احتمالي ضمن ماموريت و ساير اطلاعات ضروري را در اختيار يك شخص مسئول قرار دهد تا در صورت عدم بازگشت گروه پس از زمان مقرر اقدامات لازم ( اطلاع رساني به مسئولان مربوطه ، پيگيري تعيين وضعيت گروه ، اعزام گروههاي بعدي و ... ) را آغاز نمايد . كاربرد تلفنهاي ماهواره اي در ماموريتهاي نجات ، روز به روز رايجتر مي شود . با اين وسيله مي توان تقريباً در هر شرايطي با پايگاه اصلي ارتباط برقرار كرد . در نتيجه اگر سانحه اي براي گروه رخ دهد ، روند كمك رساني تسريع مي شود و اگر تاخير به دليل ديگري باشد از اعزام بي دليل گروههاي نجات بعدي جلو گيري مي گردد . فراموش نكنيم كه تلفن
ماهواره اي ، بيسيم و ... نبايد جايگزين خود كفايي گروه شوند بلكه آنها را بايد بعنوان مكمل اقداماتي دانست كه براي تامين استقلال و خودكفايي گروه انجام مي گيرد . هيچ گروهي نبايد با آمادگي نا كافي يا تجهيزات نا مناسب عازم ماموريت شود يا خود را درگير ماموريتي نمايد كه فراتر از حد توانايي اعضاي آن باشد . اين امر مي تواند اعضاي گروه و كساني را كه بعداً براي كمك به آنها اعزام مي شوند به خطر اندازد .



 ضمن ماموريت :
پيش از ترك مبدا ماموريت ( محل آغاز پياده روي ) چند دقيقه اي را صرف كنترل تجهيزات و لوازم گروه كنيد و مطمئن شويد كه چيزي كم نداريد . هر نجاتگر كهنه كاري ، شكست يك ماموريت بخاطر جا ماندن يك وسيله ضروري را تجربه كرده است . برخي سرپرستان براي جلوگيري از فراموش كردن اقلام حياتي يك فهرست مكتوب تهيه مي كنند . راهبر بايد گروه را در طول ماموريت ، با آهنگي يكنواخت هدايت نمايد . در مسيرهاي طولاني ، گروه نمي تواند تندتر از ضعيفترين عضو خود پيشروي كند زيرا وادار كردن وي به حركت سريعتر ، منجر به واماندگي او و تاخير بيشتر در پيشروي مي گردد . پس آنچه بيش از سرعت اهميت دارد ، تداوم حركت يكنواخت گروه است . توقفهاي متناوب برنامه ريزي شده از استراحت اجباري گروه بدليل خستگي يكي از اعضاء مؤثرتر و كارآمدتر است . اعضاي گروه بايد با هم باشند . البته معني با هم بودن اين نيست كه هيچ فاصله اي ميانشان پديد نيايد بلكه در صورت لزوم تا جايي كه ارتباط ميان آنها قطع نشود مي توانند از يكديگر فاصله بگيرند . يكي از مزاياي حركت گروهي ، افزايش امنيت است . پس در گروههاي فرو پاشيده ، ايمني افراد به خطر مي افتد . بطور خود بخود ، ضمن حركت افراد نيرومند جلو مي افتند و اعضاي كندتر عقب مي مانند . در اين حالت بين كسانيكه احتمالاً نياز به كمك خواهند داشت و آنهايي كه قادر به كمك هستند ، فاصله مي افتد . سرپرست بايد با جلوگيري از دوپاره شدن گروه ، از پيدايش اين وضعيت خطرناك جلوگيري كند . فروپاشي گروه در مسيرهاي فني و دشوار و همچنين ضمن بازگشت از ماموريت ، بيشتر ديده مي شود . همچنين جدا شدن اعضاء در گروههاي بزرگ شايعتر است . به همين دليل سرپرست در گروههاي بزرگ نقش مهمتري دارد زيرا مي تواند با رعايت نكات زير مانع فروپاشي گروه گردد :
ـ توقف بر سر دو راهيها براي اطمينان از اينكه همه اعضاي گروه راه درست را بر مي گزينند .
ـ ايستادن و كنترل همه اعضا در نقاط خطرناك ( رودخانه ها ، پرتگاهها و ... ) به منظور تضمين عبور بي خطر آنها
ـ اطمينان از حضور همه افراد ،‌پيش از آغاز هر مرحله از پيشروي
بهتر است يكي از اعضاي آماده را به عنوان «‌ پاك كننده »‌در انتهاي گروه قرار دهيم تا مطمئن شويم كه كسي در طول راه جا نمي ماند . لازم نيست راهبر در ابتداي گروه باشد . در واقع بسياري از راهبران در ميانه گروه جا مي گيرند تا همه اعضا را زير نظر داشته باشند . البته وي بايد همواره آماده باشد كه در صورت لزوم ( مثلا ً تعيين مسير درست يا نظارت بر عبور از يك منطقه دشوار ) خود ا به جلو گروه برساند . نقش راهبر اين است كه انجام كارها را ممكن سازد نه اينكه شخصاً آنها را اجرا نمايد . تقسيم كار مي تواند براي پيشرفت گروه بسيار سودمند باشد . اين امر به سرپرست امكان مي دهد كه بُه جاي پرداختن به مسائل جزئي ، به كل ماموريت و هدف آن بينديشد . با تقسيم كار مي توان حس مفيد بودن و كار گروهي را در افراد پديد آورد و نشان داد كه تصميم گرفتن و اجرا كردن ، صرفاً به سرپرست گروه مربوط نمي شود . اگر يكي از اعضاء مشكلي دارد و نيازمند كمك است ، بايد فردي نيرومند و با تجربه را به عنوان مربي شخصي براي وي تعيين كرد . در گروههاي بزرگ ، راهبر براي خود دستياري برمي گزيند كه به پيشرفت كار كمك كند و در صورت بروز حادثه اي براي وي ، مسئوليت را به عهده بگيرد .



« از نجاتگري تا راهبري »

سرپرستي يك مسئوليت بزرگ است ولي مي تواند پاداشهاي بزرگي نيز داشته باشد . اين امر به يك نجاتگر باتجربه فرصت مي دهد كه آموخته هاي چندين ساله خود را به ديگران منتقل سازد : چگونه با آهنگ معين حركت كنند ، چطور مسير را بخوانند ، راه را انتخاب نمايند و چگونه با انواع مشكلات رو در رو شوند . سرپرست مي تواندعامل موفقيت يك گروه باشد و اين براي وي عميقاً راضي كننده است . ممكن است شما هرگز علاقه اي به پذيرش اين نقش نداشته باشيد ولي به تدريج كه تجربه كسب مي كنيد ،‌ در مي يابيد كه راهبري و هدايت ديگران برايتان امري اجتناب ناپذير مي شود . هر گروهي ـ‌ بويژه در شرايط بحراني ـ از اعضاي كهنه كار خود راهنمايي مي خواهد . پس شما ناچاريد پيشاپيش درباره اين موضوع بينديشيد كه اگر ناگهان مسئوليتي به گردنتان افتاد ، چه بايد بكنيد . اگر مي خواهيد راهبر توانمندي شويد بايد با سرپرستهاي توانا همكاري نماييد . آنها را مطالعه كنيد : ببينيد چگونه يك ماموريت را سازماندهي مي كنند ، تصميم مي گيرند و اعضاي گروه را اداره مي نمايند . ضمن كمك به اين گونه سرپرستها ، مي توانيد در برخي از فعاليتهايشان سهيم شويد . راهبران كهنه كار پيش از ديگران به مراحل كار فكر مي كنند ،‌ مشكلاتي را كه ممكن است پيش آيد در نظر مي گيرند و براي آنها راه حل مي يابند . اين گونه تمرين ذهني ،‌ آموزش بسيار خوبي براي راهبران آينده است . بايد عادت كنيد كه به كل ماموريت و همه اعضاي گروه بينديشيد . اين نخستين گام براي راهبرانه انديشيدن است . فراموش نكنيم كه مطالعه رفتار سرپرستهاي توانا نبايد منجر به تقليد تمامي حركات آنها شود . اعضاي گروه بايد باور كنند كه سرپرست ، سبك و سياقي دارد كه از آن خود اوست . راهبري هميشه كار آساني نيست اما بايد كاملاً طبيعي باشد . اگر فردي درونگرا هستيد ، به خودتان فشار نياوريد تا برونگرا جلوه كنيد . هر كسي كه مهارتهاي فني ، اعتماد به نفس و علاقه لازم به ايمني گروه را دارد ، مي تواند يك راهبر موفق باشد . ماموريتي كه در آن ، شخص براي نخستين بار مسئوليت سرپرستي را به عهده مي گيرد بايد كاملاً در محدوده تواناييهاي وي باشد . حضور يك سرپرست با تجربه در گروه براي كمك فكري در شرايط بحراني ، اقدام سودمندي است . سرپرست تازه كار بايد زمان بيشتري براي سازماندهي ماموريت صرف كند و از افراد با تجربه گروه ، اطلاعات ضروري بيشتري دريافت نمايد . وي بايد حتماً كارها را ميان اعضا تقسيم كند تا بتواند از مهارتهاي آنان بهره بگيرد . به اين حقيقت كه تجربه اي در زمينه راهبري نداريد ، دامن نزنيد زيرا تنها نتيجه آن كاهش اعتماد اعضاي گروه به شماست .
 هر نجاتگر يك سرپرست :
هر يك از اعضاي گروه نجات بايد براي انجام يك وظيفه دو گانه تلاش كند : ايجاد انسجام ، يكپارچگي و حس همكاري در گروه و پيشبرد بي خطر گروه به سمت هدف . به بيان ديگر همه اعضا بايد در مسئوليت راهبري سهيم باشند . راهبري فردي به معني آگاهي و هشياري نسبت به گروه و چگونگي پيشرفت آن است : آيا كسي عقب مانده است ؟ آيا مشكلي وجود دارد ؟ آيا كسي براي پيشروي نيازمند تشويق است ؟ براي كمك به گروه چه مي توان كرد ؟
هر يك از اعضا بايد در فرايند تصميم گيري گروهي شركت نمايد . تجارب شخصي هر نجاتگر مي تواند براي گروه مفيد باشد اما اگر درباره آن حرفي نزند ، پنهان خواهد ماند . يكي از كارهاي مهم راهبر ، ايجاد يك جو حمايت و پشتيباني در گروه است . هر عضو گروه بايد مطمئن باشد كه ديگران به او توجه دارند و به او كمك خواهند كرد . همواره در اين كارها سهيم شويد : برپا كردن چادر ، تهيه آب ، حمل طناب و ... .
همكاري گروهي يك پديده نامحسوس است ولي مي تواند گروه را قدرتمند سازد . همكاري ، عامل تعيين كننده موفقيت يك گروه نجات و وظيفه هر يك از اعضاي آن است . جدا شدن اعضا از يكديگر ، موجب ضعف گروه مي شود . آگاهي مداوم از موقعيت تك تك اعضا را تمرين كنيد تا بتوانيد گروه را يكپارچه نگه داريد . اگر در جلو گروه گام برمي داريد ، گاه و بيگاه به پشت سرتان نگاه كنيد . اگر خيلي جلو افتاده ايد ، بايستيد تا ديگران برسند و پيش از حركت دوباره ، كمي به آنها استراحت دهيد . در جستجوي مسير مشاركت كنيد . اگر تك تك اعضا در روند مسير يابي شركت كنند ، احتمال گم شدن گروه كاهش مي يابد . نقشه ها ، كتابهاي راهنما و ساير اطلاعات مربوط به منطقه عمليات را مطالعه نماييد . خودتان را به كاربرد مكرر نقشه ، قطب نما و ساير ابزار پيمايش در طول مسير عادت دهيد تا در هر لحظه ، موقعيت خود را بشناسيد . در مورد ميزان دانش ، مهارت و آمادگي خود مسئوليت پذير باشيد . مطمئن شويد كه توان اجراي ماموريت مورد نظر را داريد . خودتان را بخوبي آماده و تجهيز كنيد . در مورد پيچيدگي ماموريت و تجهيزات ضروري از افراد با تجربه گروه كسب اطلاع كنيد . در طول مسير هر جا كار را فراتر از حد توان خود ديديد ، با گروه در ميان بگذاريد . فكر كردن به گروه و مصالح آن ، مهمترين گام در روند آماده شدن براي سرپرستي است .

 
« چك ليست سازماندهي و راهبري گروه »
1) پيش از ماموريت
 تحقيق در مورد منطقه و مسير :
ـ نقشه ها ، كروكيها و كتابهاي راهنما را مطالعه كنيد .
ـ با كساني كه با منطقه و مسير مورد نظر آشنايي دارند گفتگو كنيد .
ـ سطح فني و مشكلات مسير را تعيين كنيد .
ـ مهارتهاي فني و ميزان آمادگي مورد نياز زا برآورد كنيد .
ـ مناسبترين تعداد اعضاي گروه را تعيين نماييد .

 تعيين تجهيزات مورد نياز :
ـ تجهيزات شخصي ( پوشاك ، غذا ، كلاه ايمني ، ... ) را فهرست كنيد .
ـ تجهيزات همگاني ( چادر ، طناب ، چراغ خوراكپزي ، ابزار نجات ، ... ) را تعيين نماييد .

 تعيين چگونگي تهيه و حمل تجهيزات همگاني :
 تحقيق در مورد چگونگي دست يابي به منطقه :
ـ اطمينان از باز بودن راههاي ورود به منطقه
ـ كسب اطلاع از وضع مسيرهاي پياده روي

 تدوين جدول زمان بندي ماموريت :
ـ مسافت يا زمان حركت با خودرو را برآورد كنيد .
ـ مسافت يا زمان پياده روي تا مبداء ماموريت را تخمين بزنيد .
ـ زمان رسيدن به مقصد و اجراي ماموريت را پيش بيني كنيد .
ـ زمان لازم براي بازگشت به خودروها را برآورد نماييد .
ـ از پيش بيني وضع هوا و شرايط بارندگي ، ريزش بهمن و ... آگاه شويد .
ـ يك نسخه از جدول فوق را در اختيار يك فرد مسئول قرار دهيد .

2) در مسير منطقه :
 كنترل مجدد وضع هوا و شرايط اقليمي منطقه :
 كنترل نهايي تجهيزات :
ـ از كامل بودن تجهيزات شخصي هر عضو مطمئن شويد .
ـ تجهيزات همگاني را مجدداً كنترل نماييد .
ـ لوازم همگاني را طوري توزيع كنيد كه بار همه اعضا يكسان باشد .
ـ نجاتگران را در مورد برنامه كار توجيه نماييد .

3) ضمن ماموريت :
 اعضا را در كنار هم نگه داريد و براي تجمع در زمانها يا مكانهاي معين با آنها قرار بگذاريد .
 كرده ها ( افراد هم طناب )‌ را معين نماييد .
 يك زمان بازگشت براي همه كرده ها ( و افراد ) تعيين كنيد .
 مسير كرده ها يا تيمهاي تجسس را طوري تعيين كنيد كه همواره با هم ارتباط داشته باشند .

4) در بازگشت :
 يك پاك كننده براي گردآوري افراد عقب مانده تعيين نماييد .
 بطور متناوب بايستيد و همه اعضا را جمع كنيد .
 پيش از رسيدن همه اعضا و روشن شدن همه خودروها ، منطقه را ترك نكنيد .
در مورد سرفصل مهمی در مدیریت بحران اشاره فرموید
به نظرم در صورتیکه مطالب بالا را در مانورها و عملیاتهای امداد و نجات و مدیریت بحران بکار بریم در صورت تمرین های مستمر و مدنظر قرار دادن مطالب فوق شاید بشه گفت که بسیاری از مشکلات در حیطه مدیریت بحران در روالی از پیش تعیین شده و اصولی قابل حل خواهد بود.
از اینکه این مطلب مهم را درج کردید ممنون
امیدوارم مسئولین و متولیان مدیریت بحران با مطالعه ، نقد و بررسی این مطالب بتونن هر چه بهتر در این حیطه حساس و حیاتی حرکت کنن.
باز هم سپاس
لینک مرجع